تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
دانسته‌اند . او پنجاه و دو سال از روزگار امويان را درك كرد ، و از عصر عباسى نيز هجده سال . ابو حنيفه دوران نوجوانيش را معاصر حجاج در كوفه بود ، و از اين رو سنگدلى و ستمگرى و اعمال زشت و فرمانروايى جابرانه حجاج را ديده و برخورد غير قابل تحمل او با مردم را مشاهده كرد . در حالى كه پانزده سال داشت ، حجاج درگذشت . پس از آن اميران متعدد اموى را ديد كه چگونه با مردم معامله مىكنند ، و چگونه به ستم و جور حكومت مىكنند و چگونه به پيروى از خلفا و مطابق ميل آنان با احكام و نظام اسلام ستيزه مىنمايند ؛ بدون اينكه ديانت مانعى سر راهشان باشد ، و يا حرمت حريم ديانت را نگه دارند ، و يا به خاطر رعايت حرمت و حقوق عالمان امت از ستمگرى و سختگيرى بر كنار باشند و حتى مانعى نبود تا بر عالمان و بزرگان نيز ستم كنند . در كنار تمامى اينها ، وى عصبيت نژادگرايانه را نيز مىديد كه بدون پنهانكارى بروز و ظهور مىكند . روشن بود كه تمامى اين عوامل به خودى خود دشمنى و كينه او را نسبت به چنان حكومتى برمىانگيخت ، و از اين رو شگفت نمىنمايد كه او در انقلاب عمومى عليه امويان نقش داشته باشد و در اين نهضت جانب عباسيان را بگيرد و به يارى اهل بيت برخيزد . در آن روزگار ابو حنيفه كارگاه توليد پارچه داشت و كارگرانى زير دست او كار مىكردند ، و خود به پارچه‌فروشى مشغول بود ، و به اين دليل در آسايش و رفاه مىزيست ، و تمكن او سبب شده بود كه به دوستان و يارانش نيز كمك مادى كند . از اينكه وى چند سال در كنار پدر زيسته است ، اطلاعى در دست نيست ، و تاريخ نيز خبرى از آن دوران نمىدهد . عصرى كه ابو حنيفه در آن مىزيست ، عصر رشد و بالندگى علمى و فكرى بود ، و همين شرايط بهترين عامل و زمينه براى ظهور و پرورش استعداد و نبوغ طبيعى و خداداديش بود . در آن احوال ، كوفه يكى از شهرهاى مهم عراق بزرگ بود كه در آن حوزه‌هاى علم و دانش پا گرفته بود ، و در آن حوزه‌ها گرايشات متضاد و آراء مختلف در سياست و علم و اصول عقايد چندان بود كه آدمى را به تعمق و تأمل وامىداشت . گفته‌اند كه نبوغ ابو حنيفه در علم كلام و بحث و مجادله‌هاى كلامى ، افق انديشه او را گسترش و وسعت داد . چون به گفته‌هايش بنگريم درمىيابيم كه حضورش در جلسات بحث و گفت و گوى متكلمان بيش از شركت او در جلسات