چنين كرد . او با مالك در مدينه ديدار كرد و كتاب موطاء او را نزدش فرا گرفت ، آنگاه به شهر خود بازگشت و مذهب مالك را بر اساس الموطّأ به مذهب حنفى مسأله به مسأله هماهنگ كرد . [ 23 ]
به هر تقدير در مورد مقبوليت روايات ابو حنيفه در ميان محدثان اختلاف نظر است ، برخى روايات او را مقبول مىدانند ، و برخى نيز ، به دليل وجود اشتباهات بسيار در رواياتش ، نامقبول مىشمارند . على بن مدينى از يحيى بن سعيد پرسيد : احاديث ابو حنيفه چگونه است ؟ او گفت : او اهل حديث نبود . [ 24 ]
ابن عدى در شرح حال اسماعيل بن حماد بن ابى حنيفه گويد كه هر سه ضعيف هستند . بخارى نيز ابو حنيفه را از ضعفاء و متروكين شمرده است .
اما صاحبان صحاح حديثى از ابو حنيفه تخريج نكردهاند . آرى در روايت ابو على اسيوطى و مغاربه از نسائى آمده است كه : على بن حجر براى ما حديث گفت ، و او از عيسى كه همان ابن يونس باشد حديث نقل كرد ، و عيسى از نعمان ، و او از عاصم ، و او از ابن عباس كه : « آميزش جنسى با حيوان حد شرعى ندارد » . او لقب نعمان را نقل نكرده تا روشن شود كه آيا او همان ابو حنيفه است يا نه .
ترمذى از طريق روايت عبد الحميد حمانى اين جمله را از او تخريج كرده است كه : دروغگوتر از جابر جعفى ، و برتر از عطا نيافتم . اين جمله نيز گفته ابو حنيفه است ، نه حديث . وانگهى اگر واقعبينانه نظر كنيم در خواهيم يافت كه اين جمله نيز نمىتواند از ابو حنيفه باشد ، چرا كه جابر از بزرگان تابعين است و كسانى چون سفيان ثورى ، زهير ، شعبه ، وكيع و ديگران او را توثيق كردهاند .
در جامع مسانيد ابو حنيفه آمده است كه زهير گفت : چون جابر بن يزيد بگويد : حديث مىگويم ، و يا بگويد شنيدم ، قبول مىكنم ، زيرا او راستگوترين مردمان است . [ 25 ]
عالمان بزرگ امت از جابر روايت كردهاند ، و از جمله جابر از مشايخ روايى ابو حنيفه نيز هست ، و او از جابر احاديثى نقل كرده كه شاگردانش آنها را در آثار خود آورده و در اسانيد ابو حنيفه پراكنده است .
ابو حنيفه خود نيز جابر را از نظر قدرت حافظه و حفظ حديث ستوده است . او مىگويد : هرگز نشد كه مسألهاى از جابر بپرسم مگر اينكه او در پاسخ حديثى در آن مورد نقل نكند . در مورد ذكر پيامبر از او پرسيدم ، او گفت : نافع از ابن عمر روايت كرد كه رسول خدا وردش را در آخر نماز قرار مىداد . [ 26 ]
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 378
مساهمون: اسد حيدر
ص٣٧٨