1 - در امت من مردى است كه او را ابو حنيفه گويند و او چراغ امتم است .
2 - در امت من مردى است كه اسمش نعمان و كنيه او ابو حنيفه است .
3 - در امت من مردى است كه او را نعمان بن ثابت گويند و كنيهاش ابو حنيفه است و خداوند به وسيله او سنت مرا زنده خواهد كرد .
اين گونه احاديث كه از قول رسول خدا نقل شده ، براستى ما را دچار شگفتى مىكند . آيا اين سخنان را ، به بهانه اينكه عقل والاتر از آن است كه اين ادعاها را كه باطل بودنشان به خودى خود آشكار است به بحث بگذارد ، ناديده بگيريم و يا اينكه زمانى را صرف بحث در اين سخنان بكنيم و از سر حق طلبى به نقد و بررسى آنها بپردازيم ؟
آرى ، بحث در اين باب بهتر است ، چرا كه اين احاديث را در كتب معتبر حنفيان مىبينيم ، و بسيارى از عالمان حنفى به استناد اين احاديث برترى انحصارى مذهب خود را براى پيروانشان ثابت مىكنند ، هر چند عالمان برجسته حنفى آن احاديث را تكذيب مىكنند .
بنابراين لازم است كه به اختصار در باب منابع احاديث ياد شده و سلسله راويان آنها تحقيق و تفحص كنيم .
حديث سراج و احياء دين
اين حديث را حنفيان درست شمرده و آن را سندى بر برترى ابو حنيفه بر ديگران دانستهاند . ما اكنون به سلسله سند اين حديث نظر مىكنيم ، و البته به برخى از راويان اشارتى گذرا كرده و از ديگران صرفنظر خواهيم كرد . سلسله حديث از محمد بن سعيد بورقى آغاز مىشود و به ابو هريره پايان مىگيرد . اما نگاهى به احوال محمد بن سعيد مىافكنيم تا صلاحيت او براى نقل حديث آشكار گردد .
ابن حجر گويد : محمد بن سعيد بورقى يكى از حديثسازانى است كه سخنان نادرستى را به راويان موثق نسبت داده است . دهشتناكترين حديثى كه او جعل كرده روايتى است كه از بعضى از مشايخ خود نقل كرده و آنها نيز از فضل بن موسى و او از محمد بن عمر و او از ابو سلمه و او از ابو هريره روايت كرده و آن اين است كه پيامبر فرمود : « در امت من فردى خواهد بود كه او را ابو حنيفه گويند و او چراغ امت من است » . در روايت ديگرى اين جمله افزوده شده : « پس از اين در امت من مردى خواهد آمد كه او را محمد بن ادريس ( يعنى شافعى ) گويند ، فتنه او در امت من