مقدمه نگاشته و آن را به خوانندگان معرفى كرده ، پاسخى داشته باشد .
مناقب ابو حنيفه
شايد مهمترين مشكلى كه فرا راه بحث ما دربارهء زندگى ابو حنيفه قرار دارد ، مشكل مناقب اوست ، چرا كه اين مناقب از حد خود بسيار افزون شده است . قطعا نمىتوانيم تحقيق و بررسى درستى از زندگى ابو حنيفه بكنيم ، مگر اينكه از مبحث مناقب او فارغ شويم . آثارى كه در مناقب ابو حنيفه پديد آمده ، راه تحقيق را بر هر محققى مىبندد و از حصول به هدف بازمىدارد ، زيرا اين آثار در ستايش ابو حنيفه افراط كرده ، و در توصيف او به غلو گراييده ، و به اخبار و داستانهايى تكيه شده كه درستى و صحت آنها بسيار بعيد است . البته ما در اينجا قصد آن نداريم به تمامى آنچه در اين زمينه گفته شده اشاره كنيم ، بلكه فقط از آن اخبارى كه به مثابهء بشارت ظهور ابو حنيفه بوده سخن مىگوييم و نيز به راه و شيوه تحقق رهبرى و پيشوايى او مىپردازيم .
چگونه شايستگى كسى براى رهبرى و اطاعت مردم از او احراز مىگردد ؟
اصحاب مناقب چنين گفتهاند كه سزاوار است هر مقلدى از حال امام و مرجع تقليدش آگاه باشد ، و اين حاصل نمىشود مگر اينكه از سيما و فضايل و مناقب و روشها و صحت گفتارش آگاه گردد . اين است كه مقلد مجبور مىشود از اسم و كنيه و نژاد و روزگار و شهر پيشواى خود با خبر گردد و آنگاه از شاگردان و ياران او مطلع شود .
با توجه به اين حقيقت است كه عالمان هر مذهبى در مناقب و فضايل پيشواى خود آثارى پديد آوردهاند . حنفيان نيز در مناقب ابو حنيفه تأليفاتى عرضه كردهاند كه مىتوان به برخى از آنها اشاره كرد : « عقود المرجان فى مناقب ابى حنيفه النعمان » ، و گزيده آن « قلائد عقود الدرر و العقيان » ، تأليف ابو جعفر طحاوى ؛ « مناقب ابى حنيفه » ، تأليف موفق الدين بن احمد مكى خوارزمى ( د 567 ه . ) ، اين كتاب در چهل باب تنظيم شده است ؛ « البستان فى مناقب النعمان » ، تأليف شيخ محى الدين عبد القادر ابن ابى الوفا ؛ « شقايق النعمان فى مناقب النعمان » ، تأليف زمخشرى ( د 538 ه . ) ؛ « مناقب ابى حنيفه » ، تأليف محمد بن كردرى معروف به بزّار ( د 782 ه . ) كه اين كتاب به تركى نيز ترجمه شده است .
البته مناقب ابو حنيفه افزون بر آثار مستقل ، در كتب متعدد بسيار آمده ، كه به