گويد : احاديث ابان فراموش و متروك واقع شدهاند . احمد بن حنبل گويد : از احاديث ابان چيزى ننويسيد ، و مردم نيز احاديثش را فراموش كردهاند . ابو عوانه گويد :
درست نمىدانم حديثى از ابان نقل كنم . برخى صريحا او را دروغگو دانستهاند . ابن حبان مىگويد : ابان از انس احاديثى شنيده و با حسن بصرى همنشين بوده است ، ولى سخنانى كه حسن بصرى از انس شنيده و نقل مىكرد ، او آن سخنان را از قول پيامبر روايت مىكرد . احتمالا ابان بيش از هزار و پانصد حديث از انس نقل كرده باشد .
جوزجانى گويد : ابان در نقل حديث بىاعتبار است . شعبه گويد : اگر از بول خرم بنوشم بهتر است كه بگويم « ابان مرا حديث گفت » . مرّه گويد : اگر مرا به عنوان زناكار تازيانه زنند بهتر است از اينكه از ابان روايت كنم . هم او گويد : درست نيست در برابر ابان سكوت اختيار شود ، چرا كه او بر رسول خدا دروغ بسته است . [ 6 ] از ابراهيم و بورقى نيز پيش از اين ياد شده است .
اما جويبارى كسى است كه ذهبى در الميزان ، ابن حجر در لسان الميزان ، سيوطى و خطيب بغدادى و ديگران در آثارشان او را دروغگو شمردهاند .
ما بر آن نيستيم كه تمامى اقوال ادعايى دربارهء بشارت به ظهور ابو حنيفه را ، كه شيفتگان ابو حنيفه و غلوگران درباره شخصيت او به آنها توسل جستهاند ، در اينجا بياوريم ، بلكه به همين اندازه كه ذكر شد بسنده مىكنيم . هدف ما از پرداختن به اين امور چيزى جز روشن شدن حقيقت و خدمت به علم نيست ، چرا كه در اغلب آثار حنفيان اين نوع ادّعاها مستندترين دليل بر لزوم پيروى انحصارى از ابو حنيفه دانسته شدهاند . هر چند كه اكثر نوشتههاى معتدل در مناقب ابو حنيفه مانند سيوطى در « تبييض الصحيفة » ، ابن حجر در « خيرات الحسان » [ 7 ] ، ملا على قارى و ذهبى در « مناقب ابو حنيفه » احاديث مورد اشاره را به دليل عدم اعتماد به آنها نياوردهاند .
در عين حال سيوطى راه ديگرى براى اثبات بشارت پيامبر بر آمدن ابو حنيفه برگزيده است . او اين حديث نبوى را « اگر دانش در آسمانها باشد ، ايرانيان آن را به دست خواهند آورد » ، كه ابو نعيم در حلية الاولياء از طريق ابو هريره نقل كرده ، درباره ابو حنيفه مىداند ؛ و حال آنكه اين ادعا درست نمىنمايد ، چرا كه از صدر اسلام تا كنون همواره عالمان بسيارى از ايرانيان بودهاند كه از مصاديق اين سخن كلى شمرده مىشوند ، چگونه مىتوان اثبات كرد كه سخن پيامبر اختصاص به ابو حنيفه داشته است ؟ اين ادعا جز وهم و گمان چيزى نيست .
به هر حال اين احاديث جعلى رهآورد روزگاران تعصب و رقابت و تنش بين
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 368
مساهمون: اسد حيدر
ص٣٦٨