بپردازيم و به اوهام و خرافاتى كه در ميان مردم پراكندند اشارتى بكنيم ، و به ويژه اگر بخواهيم به كينه و دشمنىاى كه عليه شيعه و اهل بيت به مردم ناآگاه القاء كردند اشاره كنيم ، سخن به درازا مىكشد ، و محاسبه نيز سخت خواهد بود ؛ اما همين اندازه كفايت مىكند و متعرض عوامل ديگرى كه در انگيزش مردمان عليه شيعه دخالت داشتهاند ، نمىشويم ، چرا كه به وقت دراز و صفحاتى بيش از اين كتاب نياز است .
ما در اين مقام ، به عنوان يك نتيجه از مسأله تصفيه حساب ، نظر نسل امروز مسلمان را به رعايت حقوق تمامى افراد امت جلب مىكنيم . اگر آنان ، بدون تعصب و دگمانديشى ، به تاريخ شيعه نظر افكنند ، و اگر به تحول و دگرديسى مذهب جعفرى توجه كنند و ببينند چگونه به اقتضاى توان ذاتى و قدرت حياتى خود پيشرفت كرده و در برابر مشكلات و موانعى كه در سر راهش قرار داشته مقاومت كرده ، در خواهند يافت كه اگر برخى از اين موانع در پيش پاى مذاهب ديگر وجود داشت بيش از يك گام نمىتوانستند برداشت ، چرا كه عوامل بازدارنده بسيار پرزور و نيرومند بودند .
هيچ كس نمىتواند كوچكترين ايراد اساسى به حقيقت مذهب جعفرى وارد كند ، زيرا اين مذهب با شعور و آگاهى پويا و وجدان هماهنگ است ، و با كتاب خدا و سنت راستين نبوى منطبق است ، و هر عقل سليمى غايت خود را در آن مىجويد ؛ همچنان كه باب اجتهاد در آن باز است ، و اين مرهون توانايى عميق و زيبايى احكام ، و دقت مباحث ، و درستى قواعد ، و منقح بودن اصول و فروع آن است ، تا آنجا كه مذهب جعفرى نيرومندترين منبع قانونگذارى است و همگام با حوادث و تحولات زمان به پيش مىتازد .
اما متأسفانه مشاهده مىكنيم بسيارى از محققانى كه در فقه و تشريع اسلامى كتاب مىنويسند به ذكر مذاهب چهارگانه بسنده مىكنند ، و در آنجا كه از آراء و عقايد مختلف در مسائل فقهى سخن به ميان مىآيد ، به آراء پيشوايان مذاهب فراموش شده و متروك اشاره مىشود اما هيچ اشارهاى به آراء اهل بيت و نظرياتشان نمىشود .
اگر پيشينيان در آثار فقهى خود از آراء مذهب اهل بيت استفاده نكردهاند ، عذرشان را مىتوان پذيرفت ، چرا كه مىترسيدند و در معرض خطر بودند ، اما شگفت است كه متأخرين نيز بر همان شيوه عمل مىكنند و در مباحث علمى و فقهى توجه و عنايتى به مذهب اهل بيت ندارند .
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 344
مساهمون: اسد حيدر
ص٣٤٤