مىكردند ، متفاوتند . برخى از آنان فقط به قصد كسب مال و تقرب به حكومت حديث جعل مىكردند ، كه ما اين دسته را به « جمعيت جعل » تعبير مىكنيم .
نخستين كسى كه اين شيوه را بنياد نهاد معاوية بن ابى سفيان بود . [ 32 ]
برخى از اين حديثسازان نسبت به عقايد و افكارشان تعصب داشتند و لذا در جهت تقويت اعتقادات خود و دشمنى با مخالفانشان حديث جعل مىكردند ، و اين عمل را نشانه ديندارى مىشمردند . آنان در روز قيامت پاداش كردارشان را خواهند ديد .
بعضى هم بودند كه جعل حديث را در خدمت پيروزى مذهب خود درآورده و از نظر آنان پيروزى مذهبشان يعنى پيروزى حق و نابودى باطل . شيطان اعمال اينان را زينت داده و زيبا جلوهگر ساخته و لذا با همان مهارتى كه سكه ضرب مىكنند ، اينان به جعل حديث دست زدند و به همان راحتى قصه و داستان خلق كردند .
اگر بخواهيم در اين باب بيش از اين سخن بگوييم ، به درازا مىكشد و احتمالا در فرصت بيشتر و بهترى به انتشار فهرست اسامى حديثسازان اقدام خواهيم كرد . استاد علامه امينى ششصد و بيست تن از آنان را بر شمرده است . تحقيقات امينى نشان مىدهد كه مجموع احاديثى كه به دلايل متعدد جعل شده و يا سلسله اسنادشان قلب و دگرگون شده ، 408324 حديث است . [ 33 ]
بر اساس تحقيقى كه به عمل آورديم حدود چهار صد حديث از آن جعليات ، در فضايل و مناقب افراد است كه برخى از آنها افسانه است نه حديث ؛ داستانهايى هستند كه داستانسرايان با تردستى آنها را پرداخته و بين مردم پراكندهاند . يكى از آن افسانهها داستان ابن سبا است كه از اوراق تاريخ محو نخواهد شد و از اينرو اوقات نويسندگان عصر ما را نيز به خود اختصاص داده است .
اينها همه رنج و مصيبت ، اما راه درمان آن چيست ؟ آيا درست است كه براى حل اين مشكلات ، راه تصفيه حساب را انتخاب كنيم ؟ چگونه مىتوان به حل مشكل پرداخت ، و حال آنكه اين بيمارى به تمامى جوامع اسلامى سرايت كرده ، و دلقكانى راه تصفيه حساب را برگزيده و به آن اعتبار و اهميت داده ، و به آسانى احاديث جعلى را ، كه مطابق اغراضشان باشد ، تأييد كرده و در بحثها و استدلالها به آنها استناد مىكنند ، و به احوال راويانى كه تعصب چشمشان را كور كرده توجه نمىكنند . اين است كه درك و معرفتشان ضعيف مىگردد ، و قادر نيستند حق و باطل را تشخيص دهند ، و به عقل و انديشه خيانت مىكنند ، و دچار بىمايگى و كمخردى
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 342
مساهمون: اسد حيدر
ص٣٤٢