مردم مشرق در مسجدهاى پيروانش ، و در قنوت نماز صبح ، و همراه ساختن نيت هنگام تكبيرة الاحرام ، و در ترك قنوت نماز وتر و در غير نيمه دوم رمضان ، مگر در نسا . پيروان داود نيز در چهار مسأله از وى روى گردانيدهاند : ازدواج با بيش از چهار زن ، و واگذارى نيم ارث به دختر ، و در جايز نبودن نماز همسايه مگر در مسجد ، و در مسأله عول . در مذهب اصحاب حديث نيز با چهار مسأله مخالفت شد : جواز متعه در حج ، جواز مسح بر عمامه [ و كلاه ] ، و نهى بر تيمم بر شن ، و باطل بودن وضو در حالت قهقهه . در مذهب شيعى با چهار مسأله مخالفت كردند : جواز متعه ، جواز سه طلاق در يك بار ، و مسح بر دو پا ، و گفتن « حى على خير العمل » در اذان . « 1 » اينها مسائلى است كه در مذاهب ياد شده وجود دارد و مردم با آنها مخالفت كردند . در اين موارد اكنون سخنى نمىگوييم ، زيرا در آينده پيرامون آنها بحث خواهيم كرد . آنچه مهم است اينكه در گفته مقدسى در باب احكام ياد شده شيعه تأملى كنيم و ببينيم كه آيا واقعا اين احكام بدعت بوده و يا اينكه اسلامى و شرعى بودهاند ولى بعدها فراموش شدهاند ؟ براى روشن شدن حقيقت امر به كوتاهى در اين باب سخن مىگوييم .
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 346
مساهمون: اسد حيدر
ص٣٤٦
متعه و ازدواج موقت ، قانونى بود كه به وسيله خدا و رسول براى مسلمانان وضع شده بود ، و پس از درگذشت پيامبر در ميان اصحاب او نيز عمل مىشد ، و در روزگار ابو بكر و بخشى از دوران خلافت عمر نيز مجاز شمرده مىشد . اما عمر گفت : « دو ازدواج موقت كه در عهد رسول خدا حلال بود ، من حرام دانستم و
هامش
( 1 ) از آنجا كه متأسفانه در مطالب منقول از « احسن التقاسيم » افتادگيهايى وجود داشت ، بر اساس متن كتاب ( چاپ ليدن ، 1606 م ، ص 40 ) ترجمه صورت گرفت .
نيز گفتنى است كه در مطالب فقهى مذاهب مورد اشاره ، ابهاماتى وجود دارد كه در اينجا چارهاى جز اين نبود كه به متن و آوردن اصطلاحات بسنده كنيم . اميد است كه در مجلدات آينده همين كتاب اصطلاحات مذكور با توضيح آورده شوند و خوانندگان را فايدت بخشد .