شيعه رسيدگى كنيم ، ارقام درشت آن خطاها ما را از كار بازمىدارد ، و چه بسا قادر به محاسبه و شمارش آنها نگرديم . با اين همه ما جز اين انتظار نداريم كه معترضين جانب اعتدال و انصاف را نگه دارند و مغالطهها و برساختهها را رها سازند ، چرا كه چنان برخوردهايى در خور مدعيان دانش و فرهنگ نيست . در آن روزگارى كه فتنهها پديد آمد ، و آتش كينه و دشمنى بين مسلمانان برافروخته شد ، كدامين طايفه از امت بهره برد و به نفع كدامين دسته تمام شد ؟ آرى اين كشمكشها فقط به نفع دشمنان اسلام بود .
غرض اين است كه روشن شود تمامى راههايى كه براى مقابله با شيعه طى شد ، بىاثر و بىفايده بود و شيعه ، على رغم آن تلاشهاى قدرتمندانه ، رواج يافت و ماندگار شد .
اگر انديشمندى مجال پيدا كند كه طى بحثى پاكيزه و تحقيقى عادلانه به اتهامات وارده بر شيعه ، مبنى بر ضديت با اسلام ، رسيدگى كند ، قطعا به نتايج خلاف آن نسبتها خواهد رسيد . بىگمان تمامى ايرادهايى كه بر تشيع وارد كردهاند ، دور از واقعيت است ، و آن نسبتها ساختگى و عارى از حقيقت است .
بر ماست كه عملكرد دروغپردازانى كه دست سياست ستم پيشه آنها را براى درهم شكستن كيان و عظمت شيعى به به كار گرفت ، افشا كنيم . مزدورانى كه خود را فروختند ، و رضايت مخلوق را به قيمت خشم الهى كسب كردند .
در اينجا خوب است كه به برخى از اين دروغپردازان ، كه ما آنها را « جمعيت جعل » مىناميم ، اشارتى بكنيم . البته نمىخواهيم زيادهگويى كنيم ، زيرا جاى اين بحث در مقام ديگر است .
نهضت جعل حديث
[ در سدهء دوم ] دروغ بستن بر خدا و رسول دامنهء وسيعى يافت ، طوفانى از امواج تهمت و افترا برخاست ، و قومى به قدرت رسيدند كه در امانت خيانت كردند ، دينى نداشتند كه مانع خطاكاريشان گردد ، پيمانشكن بودند ، با مردم به دروغ سخن مىگفتند ، رياكار و اهل تزوير بودند ، به دلخواه حديث جعل مىكردند ، جلب رضايت حاكم نه حرمتى براى صداقت باقى مىگذاشت و نه بهايى براى ديانت قائل مىشد ، و مردم در چنين شرايطى پرورده شده و احاديث را بدون تحقيق و آگاهى مىآموختند و مىپذيرفتند .