تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
مىكرد ، به زندقه يا تشيع ( بر حسب تعابير ) متهم مىگشت . همچنين هر كس كه بر اساس موازين علمى و مستندات تاريخى به نقد و بررسى عملكرد پيشينيان دست مىزد ، به تشيع متهم مىشد . بدين ترتيب در مورد مردم قضاوتى مىشد ، كه هرگز درست و منطبق با واقع نبود . مثلا ابو عبد الله حاكم نيشابورى مؤلف « المستدرك » ، به دليل آوردن حديث « الطائر المشوى » و « من كنت مولاه فعلى مولاه » ، اتهام شيعى يافت ، چرا كه اثبات شدن و قطعيت يافتن اين دو حديث صحيح ، خلاف سياست و منافع حكومت بود . آيا ، در حالى كه دهانها بسته و زبانها بريده بود ، كسى مىتوانست اعتراض كند ؟ آيا كسى كه براى نظام اسلام و موازين عقل ارزشى قائل نبود ، توان آن را داشت كه عليه حكومت قيام كند ؟ از شگفت‌ترين چيزها اين است كه ابن كثير در تاريخ خود [ 25 ] مدعى شده كه شهاب الدين احمد معروف به ابن عبد ربه نويسنده كتاب « العقد الفريد » شيعى بوده ، و حتى از شيعيان به نام شمرده مىشده است ، چرا كه او اخبار خالد قشرى و حالات زشت او را نقل كرده است . ابن كثير مىگويد : به خالد نسبتهايى داده شده كه درست نيست ، زيرا صاحب عقد الفريد از شيعيان رسوا بوده و در مورد اهل بيت دچار غلو بوده است ، و چه بسا هيچ كس سخنان او را در مورد تشيع درنيافته باشد . در اين ميان استاد ما ذهبى فريب خورده و او را به خاطر حافظ بودن و ديگر امتيازات ستوده است . ولى ما حقيقت ماجرا را به ذوق سليم خوانندگان عقد الفريد وامىگذاريم . به هر حال هدف آن بود كه روشن سازيم اختلافاتى كه بين مسلمانان روى داد ، ناشى از اعمال سياستهاى مغرضانه حكومتها و قدرتها بوده و آنها مىخواستند كه بدين طريق به اهداف و اغراض خود برسند . اتهاماتى كه متوجه عالمان امت كرده و خونشان را ريختند ، فقط به دليل آزادى تفكر و حريت رأى آن عالمان بوده كه لاجرم با سياست حاكم در آن عصر مغاير بوده است . حاكمان مىخواستند كه عالمان و انديشمندان مانند گله‌اى گوسفند باشند تا به هر راهى كه مىپسندند بكشانند و در نهايت ابزار كار خود سازند . اين بود كه مسلمانان دورانى از تعصب و قهر و نابودى و خشونت اجتماعى فرساينده را پشت سر گذاشتند . * * * از مجموع آنچه گفته شد مىتوان چنين نتيجه گرفت اتهاماتى را كه متوجه