تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
خلاف نظر مأمون را برگزيد ، و با نظر خليفه پيشين به ستيزه برخاست ، و نظريه قديم بودن قرآن را با توسل به زور و قدرت بر مردم تحميل كرد . قادر خليفه عباسى ( د 422 ه . ) نظريه‌اش را در مورد برترى صحابه بر مردم تحميل كرده و كسانى از معتزله را كه به خلق قرآن اعتقاد داشتند تكفير كرد . در اين باب كتابى نوشته شد كه در هر جمعه بر مردم خوانده مىشد . او همچنين اعتقاد و پيروى از سنت و حديث را با خشونت ترويج كرد ، و مخالفان آن اعتقاد چه شيعه و چه سنى را به توبه دعوت كرد . او به سلطان محمود پيام فرستاد كه اعتقاد به سنت را در خراسان تبليغ كند و گسترش دهد . محمود نيز چنين كرد . وى با كمال جديت در امتثال امر خليفه كوشيد ، گروهى از شيعه و معتزله و ديگران كشته و دسته‌اى تبعيد و آواره شدند . او فرمان داد آنان را بر منابر لعن كنند . اين حادثه در سال 408 ه . روى داد . [ 1 ] در سال 403 ه . فرمانى از دستگاه خلافت عباسى در بغداد صادر و منتشر شد مبنى بر اينكه خلفاى فاطمى مصر ، كه خود را علوى مىدانند ، علوى نيستند [ 2 ] ، و عالمان بغداد را نيز ملزم كردند كه در اين باب بيانيه‌اى صادر كنند . نمونه‌هايى از اين دست ، كه ذكر آنها به درازا مىكشد ، فراوان است . هدف حكومتها از طرح اين نوع مسائل ، گشودن باب مناقشه بود ، اما نه به گونه‌اى درست و واقعى ، بلكه به صورتى كه دشمنى و اختلاف بين امت پديد آورد و هدف ويژه حاكمان در اين ميان برآورده شود . اگر به راستى هدف بحث و تحقيق علمى بود ، مىبايست آزادى كامل در مباحث علمى واقعى و مورد اختلاف بين طوايف مختلف اسلامى تأمين مىشد ، حال آنكه چنين نبود ؛ چرا كه از گسترش حوزهء تفكر و انديشه بيم داشتند ، و از اين رو به بدرفتارى و آزار صاحبان انديشه روى مىآوردند . در تمامى ادوار تاريخ اسلام ، هرگز مسلمانان از آزادى كامل در دين برخوردار نبودند ، و از اين رو روابط اجتماعى بين افراد مسلمان را در پهنهء جهان اسلام گسستند و ديديم كه با قصد بدخواهى مجتمع اسلامى چگونه با متفكران مسلمان معامله كرده و آنان را در گرداب مسائل مذهبى و اختلافات عقيدتى دينى رها كردند .

قربانيان اصول

هدف بيان اين نكته است كه نظر سلطه‌گران در مورد شيعه در كنار آل