كرده است . وى از خود امام على نيز همين مطلب را استخراج كرده است . ابن جرير نيز شبيه اين حديث را استخراج كرده است . اين نوع روايات در شأن اهل بيت چندان فزون است كه جاى انكار ندارد . در آينده در مورد آيه يادشده و موارد ديگر سخن خواهيم گفت .
به هر حال به استناد اين روايات ، و امثال آنها ، پيروى از اهل بيت شرعا واجب است و رجوع به ديگران شرط صحت عمل نيست .
ما با همه احترامى كه براى مذاهب چهارگانه قائليم ، هرگز نمىتوانيم فرامين پيامبر در مورد وجوب اطاعت از اهل بيتش را ناديده بگيريم . حديث « ثقلين » ، حديث « غدير » آيه « تطهير » و آيهء « موالات » كفايت مىكند كه در پيروى از مذهب اهل بيت و به درستى عملمان مطمئن باشيم . اگر دلايلى مبنى بر مخالفت با امامان اهل بيت و پيروى از امامان مذاهب ديگر در دست بود ، بىگمان به قصد قربت الهى از آنها پيروى مىكرديم ، اما كوچكترين دليلى بر برترى آن مذاهب و كمترين منطقى دال بر وجوب پيروى از آنها وجود ندارد .
امام شافعى و مذهب شيعى
امامان مذاهب فقهى ، خود از اهل بيت علم مىآموختند ، و اين امر براى آنان فخر و سبب پيروزى و موفقيت بود . امام ابو حنيفه از آراء امام على ( ع ) استفاده كرده ، تا آنجا كه يكى از امتيازات مذهبش عمل به سخن مشهور نبى اكرم است كه فرمود : « انا مدينه العلم و على بابها » [ 14 ] ؛ چنان كه مقدسى در احسن التقاسيم گفته است .
ابو حنيفه در مقام افتخار به استفاده علمى از امام صادق گفت : « لو لا السنتان لهلك النعمان » .
مالك بن انس يكى از شاگردان امام صادق بود ، شافعى از او علم آموخت و احمد بن حنبل از شافعى . شافعى جز از على از كس ديگر روايت نكرد ، از اين رو به تشيع متهم گرديد ، ولى خود به اين اتهام مباهات كرده و مىگويد :
من در دين و آيينم شيعى هستم در مكه زاده شدم ولى در عسقليه زيستم زادگاهم پاكترين و مايه فخر بسيار است مذهبم نيكوترين و بهترين ناميده شده است [ 15 ]