خواهيم گفت .
در اينجا به يك نكته ديگر نيز اشارتى لازم است ، و آن اينكه مخالفتهايى كه سياستبازان به اتكاى آنها به ستيزه با مذهب شيعى پرداختند و گروهى كه شخصيت انسانيشان را به بهاى نازلى فروخته و در اين عرصه به ارباب سياست و قدرت يارى رساندند ، چيزى جز موهومات و نسبتهاى خلاف واقع نبودند ، و آن كسانى كه به نكوهش و تحقير و تنقيد شيعى اهتمام ورزيدند ، هيچگونه دليل منطقى در جهت اثبات مدعاى خود ارائه ندادند . اينان فقط شورآفرينى و جنجال مىكردند ، ولى از حقيقت فاصله بسيار داشتند . ديانت از افكار و اعمال آنان برى بود .
ستيزهگران با شيعه ، نسبتهاى بسيارى به اين طايفه دادند ، كه اكنون در صدد بيان آنها نيستيم . حتى گفتند كه شيعيان اعتقاد به الوهيت امامان دارند . چنين نسبتى از نهايت حمايت و ديوانگى حكايت مىكند . به راستى ميانهروى در گفتار بهتر از بىباكى و گستاخى است . آن كس كه در انديشه معتدل است در گفتار نيز ميانهرو است .
به استناد كدامين دليل چنين نسبتى به شيعه داده شده است ؟ آرى آنان از سر دشمنى و عداوت با شيعه و اهل بيت ، غلاة را از شمار شيعيان خالص دانسته و عقايدشان را به شيعه ربط دادهاند ، با اينكه بين آن دو تفاوت آشكارى وجود داشته و هرگز نمىتوان آن دو تفكر را به هم مرتبط دانست ، اما چه بايد كرد . حق ، مظلوم واقع شده و با پيوند دادن اهل بيت و شيعيان به غلاة ، نسبت به اهل بيت گستاخى كردند .
در اينجا ضرورت دارد كه موضع امامان شيعى را در مقابل غاليان ، و نيز برخورد شيعيان با آنان را بيان كنيم .
موضع اهل بيت در برابر غاليان
بر شيعيان بسيار گران است كه فرقههاى مختلف غاليان را به آنان نسبت دهند . مىتوانم ثابت كنم كه اين فرقههاى گمراه همواره مورد حمايت و پشتيبانى دستهاى سياست بوده ، و همين دستها بودهاند كه ، وقتى از چيرگى بر عقايد و آراء شيعى و يا وارد كردن كوچكترين نقصى بر اين مذهب ناتوان مىشدند ، راه غاليان را در جهت بدگويى از شيعيان و يا تحقير مقام و منزلت اهل بيت هموار مىكردند . اين امرى كاملا روشن و واضح است .