امير المؤمنين على ( ع ) فرمود : به كجا مىرويد ؟ و چرا تهمت مىزنيد ؟
حال آنكه پرچمها برافراشته و آيات و نشانهها آشكار است و علايم راهنما در مسير نصب شدهاند ، پس چگونه است كه راه را گم مىكنيد و حتى خود را به كورى مىزنيد ؟ عترت پيامبر در ميان شماست كه زمامداران حقاند ، و پرچمداران دين ، و زبان حقگو و صادقاند . پس بر شماست كه عترت را همتاى قرآن بدانيد ، و چون دلباختگان تشنه ، به آنان روى بياوريد .
اى مردم از پيامبرتان بياموزيد ، هر چند او مرده اما از ميان ما نرفته و فرسوده نشده است . از چيزى كه نمىدانيد سخن نگوييد ، چرا كه غالبا حق در چيزهايى است كه شما منكر آنيد . كسانى را كه دليلى عليه آنان نداريد ، به خود واگذاريد ، كه من يكى از آنانم . [ پيامبر نمىگويد ] كه آيا من ثقل اكبر [ قرآن ] را در ميان شما عمل كردم ، ولى ثقل اصغر [ عترت ] را در ميان شما نهادم ، و پرچم ايمان را در ميان شما برافراشتم ؟ و نيز فرمود : به اهل بيت پيامبرتان بنگريد و راهشان را پى گيريد ، و پا جاى پاى آنان بگذاريد ، چرا كه آنان شما را از هدايت بيرون نمىبرند ، و هرگز شما را به نابودى نمىكشانند ؛ پس اگر سكوت كردند ، شما هم سكوت كنيد و اگر قيام كردند ، شما هم قيام كنيد . از آنان سبقت نگيريد كه گمراه خواهيد شد ، و از آنان عقب نمانيد كه هلاك مىگرديد .
حاكم حديثى را از طريق كنانى روايت كرده است كه او گفت : از ابو ذر ، در حالى كه درب كعبه را گرفته بود ، شنيدم كه گفت : مردم هر كس مرا مىشناسد ، مىشناسد و هر كه مرا نمىشناسد ، بشناسد كه من ابو ذرم . از پيامبر شنيدم كه فرمود :
« مثل اهل بيت من مثل كشتى نوح است ، هر كس سوار آن شد نجات يافت و هر كه نافرمانى كرد غرق شد » .
طبرانى در كتاب « الأوسط » حديثى را از طريق عمار بن ياسر استخراج كرده كه عمار گفت : على به نماز ايستاده و در حال ركوع بود ، نيازمندى چيزى از او طلب كرد ، او انگشترش را به سائل داد و در همين ارتباط آيه
إِنَّما وَلِيُّكُم اللَّه وَ رَسُولُه وَ
المؤمنون . . . « 1 » نازل شد . سيوطى روايتى را از ابن عباس استخراج كرده كه اين آيه درباره على است . ابن مردويه شبيه همين حديث را از طريق ديگر از ابن عباس روايت
هامش
( 1 ) سوره مائده ، آيه 55 .