نظر شيعيان اهل بيت به اسرار احكام قرآن آگاه بودند و ريزهكاريهاى تحوّل آن را مىشناختند . قرآن به برترى اهل بيت به فراوانى شهادت مىدهد .
چنان كه تاريخ به روشنى و به گونهاى غير قابل انكار گواهى مىدهد ، اهل بيت براى هدايت مردم تلاش بسيار كردند ، و كوشيدند تا مردم را به سعادت و نيكروزى آشنا سازند ، و به گسترش علم و عدل اهتمام كردند ، و در برابر جهل و جور مقاومت و پايدارى از خود نشان دادند . مردم آنان را امامان هدايت مىديدند كه :
« هرگز با حق مخالفت نمىكنند ، و در حق اختلاف نمىكنند ، و آنان استوانههاى اسلاماند و ريسمان استوار و مطمئن وحدت ، به وسيله آنان حق به جايگاه اصليش بازمىگردد ، و باطل از قلهء دروغين خود فرو مىافتد ، و آنان دين را پاس داشته و با آگاهى و علم آن را آموختهاند نه از طريق شنيدهها و گفتهها ، چرا كه راويان علم بسيارند ولى عاملان آن اندك » .
اهل بيت از خاندان نبوتاند و از جايگاه رسالت و مكان نزول وحى برخاستهاند ، و هيچ دليلى در مخالفت با آنان و پيروى از ديگران وجود ندارد . آنان همسنگ قرآنند و به مثابهء كشتى نوحاند كه طالبان علم را هدايت و ارشاد مىكنند .
احاديث نبوى در مورد اهل بيت
پيامبر در موارد متعددى به لزوم اطاعت از اهل بيتش تصريح كرده است .
حديث « ثقلين » چون آفتابى در ميانهء روز درخشان و روشن است . حديث « مثل اهل بيت من ، مثل كشتى نوح است كه هر كه در آن برنشست ، نجات يافت و هر كه سرباززد غرق گشت » . و ديگر احاديث قطعى ، كه راويان تأييدشان مىكنند و ناقلان تاريخ ، آنها را آوردهاند .
احمد در « مسند » خود و طبرانى نيز در « مسند » ش حديثى كه سلسله اسناد آن به ابن عباس مىرسد آوردهاند كه پيامبر فرمود : « آن كس كه بخواهد چون من زندگى كند و چون من بميرد ، و دوستدار آن باشد كه در بهشتى جاى گيرد كه خداوند درختهايش را كاشته است ، پس از من ، دوستدار على باشد و ولايت او را برگزيند و به اهل اقتدا كند ، چرا كه آنان عترت من هستند ، از خميرمايه من آفريده شدهاند و از علم و دانايى من بهره دارند ؛ واى بر آنانى در ميان امتم كه منكر فضيلت و برترى آنان شوند و بدين وسيله پيوندشان را با من بگسلند ، در اين صورت هرگز به شفاعت من نخواهند رسيد » .