وانداشت ، جز اينكه دوستدار آل محمد بودند و مىخواستند به وصاياى پيامبر در مورد اهل بيت و لزوم پاسدارى از حرمت آنان و پيرويشان عمل كنند .
شيعيان آنچه در توان داشتند در يارى اهل بيت ، كه تعاليم دينشان را از آنان مىآموختند ، كوشش و فداكارى كردند . در اين دورانهاى سخت ، شيعيان ، على رغم تمامى مشكلاتى كه سر راهشان بود ، ارتباط خود را با آموزشهاى امامانشان قطع نكردند و از ستمگران بيمى به خود راه ندادند ، مشكلات و موانعى كه دشمنان آل محمد مىآفريدند ، هرگز بين آنان و مردم جدايى پديد نياورد . آنان از روزگار امام على ( ع ) تا زمان امام حسن عسكرى ( ع ) همواره احكام دينشان را از امامان مىآموختند ، تا اينكه غيبت صغرى فرا رسيد . در آينده از نهضت علمى شيعى پس از عصر امامان سخن خواهيم گفت .
امام عسكرى همراه پدرش ، به فرمان متوكل ، به سامرا آورده شد و با وى در آنجا ماند . پس از مرگ پدر مدت كوتاهى ( شش سال ) ، همراه با شكنجه و آزار ، زيست و به تنهايى در برابر انتقامجوييها و آزارها و دشمنيها و زندانهاى عباسيان مقاومت كرد . او در روز ششم ربيع الأول سال 260 ه . به فرمان معتمد عباسى به وسيله زهر به شهادت رسيد و در خانهاش كنار پدر مدفون گرديد . سن شريف او بيست و هشت سال بود .
در آن دوران مذهب اهل بيت در سراسر جهان اسلام گسترش يافت . قم يكى از مراكز شيعه شد و در آن راويان حديث اهل بيت ، مؤلفان حديث و فقه و علوم ديگر بسيار به عرصه آمدند ؛ نيز كوفه ، بغداد ، مدائن ، سامرا ، شام ( مركز امويان ) از كانونهاى شيعى به شمار مىآمدند .
اينكه شيعيان به مذهب روى آوردند ، نه برآمده از فرقهگرايى بود و نه ناشى از تعصب و نه به قصد طعن در مذاهب ديگر و اهانت به امامان آن مذاهب ، بلكه ادله شرعى شيعيان را به پيروى از مذهب شيعى ملزم مىكرد ، چرا كه پيروى از اين مذهب خود دليل قاطع و روشن شرعى بود و نيز پيروى از سنت نبوى شمرده مىشد . بديهى است اگر اينان دليلى براى پيروى از مذاهب ديگر در دست داشتند ، از آنها اطاعت مىكردند و اين همه ناملايمات را در پيروى از اهل بيت تحمل نمىكردند . اما راهى به مذاهب ديگر نبود ، و به نظر آنان حق با اهل بيت بود ، و حق است كه از حق پيروى شود ؛ زيرا اهل بيت در اخلاق ، هدايت ، پارسايى ، پاكى نماينده پيامبرند و همسنگ قرآن ، و هر دو در جهت تحقق اوامر رسول تلاش مىكنند . به
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 294
مساهمون: اسد حيدر
ص٢٩٤