مقريزى روايت مىكند : يزيد بن عبد الله امير مصر فرمان داد سربازى را كه خلافى مرتكب شده بود ، تازيانه بزنند . چون تازيانه سرباز را به درد آورد ، او امير را به حسن و حسين سوگند داد تا او را عفو كند . امير فرمان داد به جرم اين سوگند ، سى تازيانه ديگر بر او بزنند . آنگاه امير ماجرا را به خليفه در بغداد نوشت ، خليفه دستور داد سرباز را صد تازيانه بزنند و پس از آن روانه بغداد كنند . [ 8 ] احتمالا سرانجام اين سرباز در بغداد ، با شمشير و سفره اعدام بوده است .
متوكل فرمان داد تا به احمد بن محمد بن عاصم ، رئيس كاروانسراى عاصم ، به اتهام دشنام به شيخين ، هزار تازيانه زدند و او در زير اين تازيانهها جان سپرد . كتاب « الحضارة الإسلامي » به نقل از كتاب « المنتظم » مىنويسد : حكومت هرگاه شيعهاى را تحت تعقيب قرار مىداد و مىخواست او را مجازات كند ، نامى از على به ميان نمىآورد ، بلكه او را به ناسزاگويى ابو بكر و عمر متهم مىكرد .
هر چند بسيارى بدين بهانهها مجازات شدند ، اما ياران متوكل و پيروانش ، با نشان دادن بغض و عداوتشان به على ( ع ) و شيعيانش ، به حكومت تقرب مىجستند .
اينان به خواهشهاى دنيويشان مىرسيدند ، ولى عذاب آخرت را نيز به جان مىخريدند .
به هر حال متوكل به شديدترين شكل با اهل بيت به دشمنى برخاست و در جهت چيرگى بر آنان كوشيد . او به سال 236 ه . امام ابو الحسن هادى ( ع ) را از مدينه به سامرا آورد و با او به خشونت رفتار كرد . مخالفان آل على با اهانت به ساحت امام هادى به پاداش و صله دست يافتند . اينان پيش متوكل سخنچينى كردند كه امام در خانهاش اسلحه پنهان كرده و از پيروانش نامههايى دريافت داشته است . به دنبال اين گزارش مأموران حكومت شبانه به خانه امام ريختند ولى چيزى به دست نياوردند . امام هادى هجده سال در سامرا ماند و سرانجام در سال 254 ه . با سم به شهادت رسيد .
شيعيان و يارى اهل بيت
در گذر ايام و گذشت روزگار ، شيعيان آزارهاى زيادى ديده و پيكارهاى سختى را تحمل كرده و مشكلات بسيارى را پذيرا شده و به دست حاكمان و فرمانروايان بلاهاى فراوانى ديدند . تمامى اين رنجها به خاطر حمايت از آل محمد و گسترش مذهب اهل بيت در پهنه زمين بود . هيچ چيز شيعيان را به تحمل اين رنجها