عين حال جانب مالك را گرفت و با وى پيوند و رابطه برقرار ساخت . نتيجه اين شد كه مردم بر در خانه مالك گرد آيند و خانهاش چون خانه پادشاهان شود ، و او كوشش فراوان كرد تا اهل رأى پيروز شوند و هدف اصلى اين همه كوشش غلبه مذهبش بر مذهب اهل بيت بود . چون دولت عباسى نيرومند و مستحكم شد ، منصور هدف اصلى خو در را ظاهر كرد و آشكارا به معارضه و ستيزه با مذهب اهل بيت و گسترش آن دست زد ، و پيروانش را سخت تحت فشار قرار داد .
ستيزهء منصور و هارون با مذهب جعفرى
منصور به امام ابو حنيفه توجه نشان داد و به ياريش برخاست و او را بر بسيارى از فقيهان برترى داد ، با اين هدف كه از او شخصيتى در برابر نفوذ و انتشار مذهب جعفرى بسازد ، اما ناكام ماند ؛ زيرا امام ابو حنيفه آشكارا در ميان مردم گفت كه كسى را داناتر از جعفر بن محمد نمىشناسم و او اعلم امت است . 3
روزى مردى از ابو حنيفه در مورد پيشوايى كه شايستگى وقف اموال را داشته باشد پرسيد ، او در جواب گفت : فرد شايسته و صالح جعفر صادق ، امام به حق است . 4
تمامى كوششها ناكام ماند ، و مذهب جعفرى همچنان به رشد و بالندگى خود در مراكز جهان اسلام و ديگر نقاط ادامه داد . و على رغم تمامى تلاشها و برنامهريزيهايى كه منصور و پس از او مهدى و هادى با تمام توان خود كوشيد تا توجه مردم از آل محمد منصرف شود . او مالك را بسيار تعظيم كرد ، در نزد او به رسم ادب مىنشست تا از وى علم بياموزد ، و به فرزندان و نزديكانش دستور داد مالك را احترام كنند .
هارون فقيهان را نزد خود مقرب مىساخت ، و نسبت به شافعى ، به دليل قريشى بودنش ، توجه خاص نشان مىداد . چون شافعى به مصر سفر كرد ، او را همراه امير و والى مصر كرد ، و به امير سفارش كرد وى را احترام و اكرام و يارانش را به خود نزديك كند و سهمى از بودجه ويژه « ذى القربى » [ قريش ] به او بدهد .
در مقابل هارون با اهل بيت و پيروانشان با خشونت و سنگدلى رفتار مىكرد ، و هر كه به دوستى و هوادارى اهل بيت متهم مىشد ، نابود مىگرديد . كار به آنجا رسيد كه حتى اگر كسى على بن ابى طالى ( ع ) را خليفه چهارم مىشمرد ، بر هارون گران مىآمد ، و اگر كسى چنين باورى داشت تبعيد مىشد و پيروانش مجازات مىشدند .