منحصرا در على ( ع ) تجلى كرد ، و آنگاه در فرزندانش به ترتيب ادامه يافت . شيعه منصب خلافت الهى را جز در على و فرزندانش در كس ديگرى نمىبيند .
بر آن نيستم كه در اينجا متعرض بحث امامت شويم ، بلكه مىخواهيم با اين اشاره گذرا به ادوار تاريخى ، به خاطر بياوريم كه پيروان آل محمد چگونه در جهت تحقق وصيت پيامبر مبنى بر تمسك به قرآن و عترت كوشيدند .
اصحاب پيامبر در صدر اسلام در جهت نشر دعوت به خلافت الهى علوى اهتمام ورزيدند و در اين راه رنجهايى را پذيرا شدند . در دوران امويان نيز شيعيان با آزارها و گرفتاريهايى مواجه بودند ، كه بيش از اين در اين باب سخن نمىگوييم .
پيامد مبارزات و كوششهاى نخستين شيعى در نهضت فكرى گسترده و حركت علمى پوياى عصر امام صادق آشكار گرديد ، و آن انتشار مذهب جعفرى در سرتاسر جهان اسلام بود .
عباسيان در آغاز شكلگيرى خود ، به طور پنهانى و ناآشكار ، از گسترش مذهب شيعى جلوگيرى مىكردند ، چرا كه آنان از يك سو امكان مبارزهء آشكار را نداشتند و از سوى ديگر ، براى تقويت و تحكيم پايههاى قدرت خود ، سخت نيازمند دلجويى از بزرگان شيعى و محتاج يارى و همكارى پيشوايان شيعى بودند .
چنان كه تاريخ به روشنى حكايت مىكند ، در آن روزگار هيچ كس به اندازه امام صادق از شهرت و اعتبار برخوردار نبود .
مالك بن انس ، در حيات امام صادق ، يكى از رجال مدينه بود ، و شهرت او از سال 148 ه . ( سال وفات امام صادق ) آغاز شد . در سال 146 ه . ، كمتر از 2 سال قبل از وفات امام صادق ، مالك مورد اهانت واقع شد و تازيانه خورد . پس از سال 148 ه . بود كه منصور متوجه مالك شد و به او فرمان داد تا كتابى براى مردم بنويسد ، و خود به تنهايى در شهرها توزيع و منتشر كند .
هدف منصور از اين كار جلوگيرى از انتشار مذهب اهل بيت بود ، چرا كه جاودانه شدن ياد امام صادق و استمرار آن در امامت موسى بن جعفر ( ع ) ، كه به علم و زهد و پارسايى شهرت داشت ، و توجه مردم به وى ، بر منصور سنگين و ناگوار بود .
مالك ، كه هدف منصور را م دانست ، در پاسخ نوشت : اى امير مؤمنان ، در اين ديار وجود من كفايت مىكند ؛ و اما در شام ، در آنجا مردى است ( اوزاعى ) كه او را مىشناسى ؛ و اما اهل عراق ، اهل عراقند .
منصور به حمايت و تقويت اوزاعى برخاست و با او باب مكاتبه را گشود ، در
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 288
مساهمون: اسد حيدر
ص٢٨٨