از آدمى كه بر كرسى قضاوت دولتى تكيه زده و همانند اسلاف خود ، تمايلى به اظهار فضايل آل محمد ندارد ، چنان سخن ناروايى بعيد نيست ؛ چرا كه او بردهء سلطان است و اسير شيطان .
اين نظر ابن خلدون برآمده از نادانى و يا انديشهء كور و عدم بصيرت است .
وى نسبت به جايگاه و مواضع آل محمد در دفاع از اسلام ، و فداكاريهايشان در راه نشر تعاليم دين ، و آموزش احكام و واجبات دين به مردم ، و مبارزاتشان عليه عقايد و مكاتب فاسد ، و اهتمام به تعليم امت به اتكاى آموزشهاى پيامبر ، كه هيچ ترديدى در اين امور نيست ، جاهل و بىخبر بوده است . اما ابن خلدون از سر بدخواهى و انكار واقعيات بسيارى از حقايق را خلاف واقع بيان كرد و آن مطالب را به دلخواه عرضه كرد ، در ابراز حقيقت سهلانگارى كرد ، و نظرياتش را در پوشش و در پرده پوشاند .
مذهب جعفرى و عباسيان
سيطرهء جباران در جان اسلام سبب شد كه متفكران ، دانش و آگاهى خود را كتمان كنند ، و از گفتن حقايق لب فرو بندند ؛ چرا كه سيترهء با حاكمان خشم و خشونت به دنبال داشت . بدين گونه بود كه اكثر حقايق تباه و محو شده ، و اين جباريت ، به دليل ممانعت از آزادى عقيده و فكر ، روند پيشرفت و تكامل مسلمانان اثر منفى بر جاى نهاده و مانع رشد آنان گرديد . اگر چين نبود قطعا حوادثى كه سبب انحطاط و عقبماندگى امت اسلام گرديد ، پيش نمىآمد .
حاكمان همواره خود پديدآورندهء مشكلات و مسائلى بودند كه وحدت امت را مخدوش مىساخت ، و دشمنى را دامن مىزد ، و افكار عمومى را مشغول مىكرد ، تا در نهايت در جهت مصالح و اهداف خود بهرهبردارى كنند . آنان بسيار كوشيدند كه بين عقايد مردم و مقررات حكومتى پيوند و ارتباط دلخواه به وجود آورند .
مهمترين مشكل در تاريخ اسلام ، مشكل خلافت يا اعتقاد به امامت مىباشد ، كه منصبى است الهى ، مانند منصب نبوت . همانگونه كه خداوند از ميان بندگانش كسى را كه بخواهد به نبوت و رسالت انتخاب و يا معجزه تأييدش مىكند ، هر كس را صلاح بداند به امامت براى امت برمىگزيند و به پيامبر فرمان مىدهد ، او را از طريق نص و نصب معرفى كند . بنابراين رسول آورندهء پيام الهى است ، و اما تبليغ كنندهء پيام رسول .
شيعه معتقد است كه مقام امامت ، چنان كه پيامبر صريحا اعلام كرد ،