ايستادند و از اقتدار و سياست قدرتمندان نهراسيدند . اين روزگاران تعصب و سياه گذشت ، ولى درخت آيين شيعى در زمين ريشه دواند و شاخ و برگ افشاند و از آب زلال سيراب شد و استوار ماند . چون روزگار نواده رسول و وارث علم وى امام صادق فرا رسيد ، اين درخت تناور شده و شاخ و برگهاى آن گستردهتر شد و ميوه داد .
در اين دوران ، امام صادق به گسترش علوم و نشر معارف اسلامى در ميان طبقات مختلف مردم اهتمام ورزيد ، و مردم نيز از حورهء درس و مكتب او استقبال كرده و از چشمهء فياض تعاليم او سيراب شدند و از خورشيد نورانى علوم او كسب نور كردند . تعداد طالبان علم كه از سراسر جهان اسلام به حوزهء امام پيوستند را چهار هزار تن گفتهاند . پيشوايانى چون ابو حنيفه ، مالك ، سفيان ثورى ، ابن عيينه ، اعمش و ديگر رهبران فرقهها و چهرههاى برجسته فقه و حديث در زمره شاگردان امام صادق بودند .
در روزگار امام ، تأليفات بسيار شد ، فقه و حديث اهل بيت به صورت گسترده تدوين گشت ، تا آنجا كه در اين عصر چهار صد تن چهار صدر اثر از احاديث شنيده شده از امام پديد آورده و چنان كه در بحث تدوين فقه جعفرى خواهيم گفت ، نام آن تأليفات را « اصول چهار صدگانه » نهادند .
به هر حال مذهب اهل بيت كهنترين مذاهب است ، كه تمامى موانع و مشكلاتى كه امويان در فرا راه آن پديد آورده بودند ، پشت سر گذاشت . در مورد مبارزه عباسيان با اين مذهب ، پس از اين سخن خواهيم گفت .
اشتباه تاريخى ابن خلدون
در اينجا ميل دارم به اشتباه تاريخى كه ابن خلدون مرتكب شده اشارتى بكنم .
او مذهب شيعى را بدعت خوانده و مىگويد : « اهل بيت با مذهبى كه ابداع كردند به انزوا دچار شده و با فقهى كه بنياد نهادند از ديگران جدا افتادند » . 2
چنين سخنى از كسى چون ابن خلدون ، كه نسبت به عرب كينه مىورزد و انواع سوء ظنها را به عرب دارد ، شگفت نيست ؛ نيز از شخصى كه از بزرگان اهل بيت و پيشوايان مسلمانان به بدى ياد مىكند چنان سخنى بعيد به نظر نمىرسد ، چرا كه وى نسبت به آنان تعصب مىورزد ، و از منزلت و مقامشان بىخبر است .
افزون بر آن ، او از مذاهب اهل بيت اطلاعى ندارد و با پيشوايانش تماس نداشته است ، زيرا او فقط آثار و كتب مخالفان را خوانده و با دشمنان در تماس بوده است . از اين