، ناديده مىگيرند : به تحقيق دانستيم كه آيين محمد از بهترين اديان نيك است ابو طالب ، كسى كه پيامبر را يارى كرد و بيشترين نيرو را در حمايت او و آيينش به كار گرفت ، و دهان دشمنان و مخالفانش را بست ، و خداوند او را به دليل اين فداكاريها عزيزش كرد ، چگونه مىتواند كافر باشد ، و آيا چنين كسى را ، فقط به اين دليل كه كلمه لا الله الا الله را بر زبان جارى نكرده ، مىتوان متهم به كفر كرد ؟
اين تلاشها براى اين بود كه شخصيت على ( ع ) مخدوش و ملوك شود و ياد و ذكرش فراموش گردد . ابو سفيان نمىتوانست پذيراى على و سلسله او باشد ، علىاى كه هرگز به پليديهاى جاهليت آلوده نبود و از تبار رسول خدا بود و با وى از يك پستان شير نوشيده بود .
معاويه خود مىدانست كه كيست و فرزند چه كسى است ، اما راه نيرنگ و فريب در پيش گرفت ، و با استفاده از تمامى نيروها و امكاناتش توانست به انديشه خود جامه عمل بپوشاند .
ابو طالب گناهى جز حمايت كامل و همه جانبه از اسلام نداشت ، اما وجود على ( ع ) سبب شده بود كه آن همه دروغها و تهمتها متوجه وى گردد . گناه على چه بود ؟ او نيز گناهى جز اين نداشت كه بر حق بود و معاويه بر باطل . بنابراين درگيرى و ضديت معاويه با على ، يك درگيرى و تنازع جوهرى و اجتنابناپذير بود . در واقع اين تخاصم مانند تخاصم و ناسازگارى شر و خير ، ناپاكى و پاكى ، باطل و حق و كفر و ايمان بود .
رشد و بالندگى تشيعه
پيدايى مذهب شيعى به روزگار پيامبر برمىگردد ، و پيامبر خود نخستين كسى بود كه بذر شيعى را ، همزمان با ظهور اسلام ، در كشتزار اسلام كاشت ، و تا لحظه مرگ دمى از آبيارى و مراقبت آن نياسود . پس از رحلت رسول خدا اين بذر به ثمر نشست ، چرا كه اهل بيت و اصحاب خالص و مخلص وى به آن وفادار ماندند ، و تمامى رنجها و مصائبى كه به دست قدرتمندان براى نابودى آن پديد آمد تحمل كرده و پذيرا شدند .
شيعيان با تكيه بر ايمان و اخلاص و استوارى در حق ، در برابر تهاجم دشمن