كرد . سرانجام معاويه از عثمان خواست تا ابو ذر را از شام بيرون كند و شرايط مساعدى براى او فراهم نمايد . نتيجه اين شد كه ابو ذر از مدينه به ربذه تبعيد شد تا در گوشه بيابان ربذه در غربت خويش ، تنها تن به مرگ دهد .
معاويه كه نتوانست نهضت اصلاحگرانه ابو ذر را نابود كند ، دست به تحريك تعصبات قبيلهاى زد و كوشيد تا روح تفرقه در ميان مردم گسترش يابد و چنان كه گفته شد ، تلاش وسيعى را در جهت مقابله با على ( ع ) و پيروانش آغاز كرد .
كوفه ، كه در آن روزگار مهمترين مركز جهان اسلام بود و امويان از خطر آن آگاه بوده و به آن اعتراف داشتند ، در موضع مخالفت با امويان و اعمال ناپسند اميران اموى قرار داشت . حجر بن عدى و ياران خالص وى رهبرى نهضت مقاومت ضد اموى را در كوفه به دست داشتند . آنان به طلب حق و يارى عدل برخاسته بودند ، و از فراموش شدن تعاليم اسلام و انحرافى كه در نظام مقدس دين پديد آمده بود ، اندوهناك بودند ؛ امويان را نسبت به خطاهايشان هشدار مىدادند و از اينكه آنان آشكارا با احكام اسلام مخالفت مىكنند و هيچگونه دفاعى نيز نمىتوان از اعمالشان كرد ، اعلان خطر مىكردند .
در آغاز اميران اموى كوفه ، مانند مغيرة بن شعبه ، با مدارا و انعطاف مىكوشيدند تا سردمداران نهضت را قانع كنند تا از راهى كه در پيش گرفتهاند منصرف شوند ، و سياست معاويه را قبول كنند ؛ اما درگيرى و كشمكش روز به روز افزونتر شد . به ويژه وقتى كه زياد بن سميه امير كوفه شد ، و از فراز منبر به مردم گفت از على ( ع ) تبرى جويند و او را دشنام گويند ، اوضاع وخيمتر و درگيرى شديدتر شد ، زيرا كسانى چون حجر مىديدند على ( ع ) قهرمان اسلام و گسترش دهنده دعوت آن و نزديكترين كس به رسول خدا و وفادارترين مسلمان به سنت اوست .
زمانى كه زياد نظر خود و معاويه را در مورد بدگويى از على ( ع ) تأمين كرد ، بر آن شد كه شاهدانى دروغين گرد آورد تا عليه حجر شهادت بدهند ، و شاهدانى ، كه غالبا از مزدبگيران معاويه بودند ، عليه حجر [ 1 ] و يارانش شهادت دادند ، هر چند كه آنان برخى از شهادتها را مىتوانستند انكار كنند . زندگى حجر و يارانش به صورت دردناكى در « مرج عذرا » پايان يافت .
* * * مسلمانان در راه يارى حق و پيوستن به اهل بيت ، كه اهل حقاند ، انواع و
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 282
مساهمون: اسد حيدر
ص٢٨٢