اقسام عذاب و رنج را پذيرا شدند .
دوران امويان ، دوران هراس و ستم بود ؛ در اين دوران اهل بيت متحمل مصائب و رنجهاى بسيار از طرف گروهى شدند كه كينهاى عميق به آل محمد داشتند و مىكوشيدند با توسل به هر وسيلهاى آنان را نابود كنند .
شرايط به گونهاى شده بود كه گروهى از مردم ، با اظهار و دشمنى به آل محمد ، به دستگاه تقرب مىجستند ؛ و گروهى ديگر ، به قصد پاسخ مثبت دادن به درخواست و اوامر معاويه ، به جعل احاديث از زبان پيامبر دست زدند ؛ احاديثى كه به صورت مجموعهاى درآمد و صد هزار دينار بر بيت المال تحميل كرد . راستى كه اين پول اجرت كمى بود ! ، چرا كه اين حديثسازان فريبكار دينشان را فروخته بودند ، و كوشش كرده بودند كه از موش شتر بتراشند و شير را در تخممرغى جاى دهند ! اين حديثسازان مىخواستند كسى را كه خود او و پدرش سالها با اسلام جنگيده بودند ، به عنوان يك شخصيت روحانى و پاك و خالص ، به مردم بشناسانند .
اين توهم را دامن زنند كه امت نسبت به او اعتماد دارد و از سر عقيده و ايمان سر بر اطاعت او گذاشته است ، و چنين چيزى ممكن نبود .
اين گروه تصميم گرفتند معاويه را ، كه دشمنترين دشمنان رسول خدا بود ، وارث پيامبر و جانشين وى در فرمانروايى جا بزنند . همچنين كوشش كردند ابو سفيان را به عنوان كسى كه در راه يارى ، ايثار و فداكارى كرده است قلمداد كنند .
اين طايفه به هر وسيلهاى براى كاميابى متوسل شدند ، اما ديدند كه موفقيت در گرو چيرگى بر عقل مردمان و فرو كشيدن شعلههاى انديشه ، و استفاده از پول عامل مؤثرى در كار است ، پولى كه مىتواند از شمشير كارآمدتر باشد ! اين بود كه افتراها و تهمتها اثر كرد ، و پيروانى يافت . چون احاديثى در ستايش معاويه جعل شد ، وى « امين امت » لقب يافت و از افتخاراتش اين شد كه دشمن امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) است ! و اين از بزرگترين رنجهاى على بود ؛ لذا فرمود : « روزگار چندان پايينم كشيد كه مرا در كنار معاويه نشاندند و گفتند : معاويه و على » . در اين بازار آشفته و اوضاع وارونه ، ابو سفيان مسلمان و صحابى جليل القدر و داراى مناقب و كرامت از آب درآمد ! اما در مقابل ابو طالب مؤمن قريش ، پشتيبان دعوت اسلام ، جهادكننده در راه پيروزى حق ، كسى كه با تمامى وجود و از سر صدق و اخلاص به دفاع از پيامبر برخاست ، كافر شمرده مىشود و سخن جاودانهاش را ، كه حكايت از دينداريش مىكند
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 283
مساهمون: اسد حيدر
ص٢٨٣