به اسلام قدرتمند تن دادند .
2 - رواج و گسترش مذهب اهل بيت و سكوت امويان در برابر آن ، به معناى وارد آمدن ضربهاى خردكننده بر پيكر دولت اموى بود ، چرا كه بين سياست اهل بيت و سياست حكومت اموى از نظر اجراى عدالت و مساوات بين طبقات مردم ، و نيز گسترش تعاليم اسلام ، فرق اساسى و آشكارى وجود داشت .
3 - بىگمان امويان از حال خود غافل نبوده و مىدانستند كه شايستگى خلافت اسلامى را ندارند ؛ همچنين آگاه بودند كه اگر چشمان مسلمانان به سوى آل محمد بگردد ، هيچ نسبتى بين اين دو سلسله نخواهند يافت . آنان مىدانستند كه اگر بگذارند كارها در روند طبيعى انجام پذيرد ، هرگز به خلافت نخواهند رسيد مگر آنگاه كه « شتر از سوراخ سوزن بگذرد » ! اين بود كه امويان تدبيرى انديشيدند تا خلافتشان تأمين و تضمين گردد ، و لو اينكه مسلمانان از پيشرفت سريع در كاروان زمان بازمانند .
ستيزهء معاويه با اهل بيت
دوستان و ياران امام على ( ع ) در روزگار معاويه دچار انواع آزارها و گرفتاريها شدند . معاويه از راههاى گوناگون كوشيد پيروان على ( ع ) را مجازات كند و مردمان را از نقل روايات على ( ع ) بازدارد ، تا آنجا كه محدثان از امام با لقب « ابو زينب » روايت مىكردند و از صراحت در بيان اسم او بيم داشتند .
يك نمونه از تلاشهاى معاويه در جهت ستيزه با اهل بيت ، گماردن زياد بر كوفه بود . زياد شيعيان را تحت تعقيب قرار داد و آنان را در هركجا و لو در زير سنگى پناه گرفته بودند مىجست تا آنان را وادار كند تا از على ( ع ) بيزارى بجويند . چنان كه پس از اين خواهيم گفت ، دستگيرى حجر بن عدى و يارانش و كشتن آنان نمونهاى از اين سياست معاويه و زياد بود .
پيرامون كوششهاى معاويه در جهت تحقق آرمانهايش ، سخن بدرازا نخواهيم گفت ، چرا كه جز زحمت فايدتى نمىبخشد .
مذهب اهل بيت در روزگار معاويه در مركز خلافت انتشار ، و در روزگاران بعد توسعه يافت . نخستين كسى كه اين مذهب را در آن سرزمين رواج داد ، ابو ذر غفارى صحابى بزرگوار بود . او كه به عنوان تبعيدى در شام مىزيست ، به نشر تعاليم اسلام اهتمام ورزيد ، و با معاويه به دليل عملكرد خلاف اسلامى و ناپسندش مخالفت