تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
نمىگويم قرآن مخلوق است و نيز نمىگويم قرآن مخلوق نيست ، چنين كسى آشكارا كافر است . اگر كسى گمان كند الفاظ قرآن مخلوق است ، بدعتگذار است و نبايد او را در گورستان مسلمانان دفن كرد . احمد بن حنبل حتى توبهء افراد را نيز نمىپذيرفت . وى در تشييع جنازه معتقدان به مخلوق بودن قرآن شركت نمىكرد ، و بر جنازه چنين كسانى نماز نمىخواند ، و بدين ترتيب احكام كفار را در مورد آنان اجرا مىكرد . كار به جايى رسيد كه تكفير در ميان زنان نيز رواج يافت . خطيب بغدادى روايت مىكند كه زنى نزد قاضى عبد الله بن محمد حنفى قاضى شرق بغداد آمد و گفت چون شوهرم عقيده امير المؤمنين را در باب قرآن قبول ندارد ، بين من و او پيوندى وجود ندارد . [ 36 ] به دنبال تكفيرهايى كه در اين زمينه صورت گرفت ، اختلاف و جنددستگى در امت اسلامى گسترش يافت . طايفه‌اى گفتند هر كه بگويد قرآن مخلوق نيست كافر است ؛ ابن ابى داود و عده‌اى ديگر به اين عقيده بودند . حتى آورده‌اند وقتى كه خليفه الواثق [ نهمين خليفه عباسى ] چهار هزار اسير از روم گرفت ، به اسيران پيشنهاد كرد هر كس اعتراف به مخلوق بودن قرآن كند ، دو دينار مىگيرد و آزاد مىشود [ 37 ] ، ولى اگر كسى نپذيرد آزاد نخواهد شد . اين سخن به معناى كافر بودن قائلين به مخلوق نبودن قرآن است . وقتى احمد بن نصر نزد واثق رفت ، خليفه از او پرسيد : درباره قرآن چه نظرى دارى ؟ او كه به مخلوق بودن قرآن عقيده نداشت گفت : كلام خداست ، و بدون لكنت زبان و با استوارى بر عقيده خود پاى فشرد . برخى از حاضران گفتند خونش حلال است ، اما ابن ابى داود گفت : او پير است و احتمالا عقلش دگرگون شده است ، بهتر است كشتنش را عقب بيندازيد تا توبه كند . واثق گفت : جز داعيهء كفر در او چيزى سراغ ندارم . سپس شمشيرش را خواست و گفت : چون قصد كشتن او كردم ، كسى جلو مرا نگيرد ، زيرا مىخواهم گناهانم را با كشتن كافرى كه خدايى را مىپرستد كه ما نمىشناسيم ، پاك كنم . آنگاه فرمان داد تا پوست مخصوص زيرانداز محكومين به اعدام را آوردند و محكوم دربند را روى آن خواباندند . آنگاه دستور داد سر و پاى او را با طناب بكشند ، و خود سر محكوم را با شمشير جدا ساخت ؛ پس از آن دستور داد سر را به بغداد بفرستند . [ 38 ] اين بود برخى از عوامل تفرقه كه بر مسلمانان تحميل شد ، و گوشه‌اى از حوادث تلخى كه بين معتقدان مذاهب چهارگانه روى داد ؛ حوادثى كه با كمال
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 262 | اسد حيدر / حسن يوسفى اشكورى