تأسف بر شاخه شاخه شدن امت اسلامى دامن زد . اين رويدادها به اين دليل چهره نمودند كه دستهاى مرموز سياست در صفوف متحد مسلمانان نفوذ كرد تا با ايجاد رخنه و شكاف به اهداف خود برسند و طرحهاى خود را پياده كنند .
از يادآورى اين حوادث ، هدفى جز اين نداشتيم كه نشان دهيم پيامد اين گونه وقايع مهمترين عامل انحطاط و عقبماندگى مسلمانان است .
دشمنى بين سنى و شيعى
اكنون بر سر آنيم كه به گوشهاى ديگر از برخوردهايى كه بين مسلمانان روى داد ، اشارتى بكنيم و آن ستيزهء بين شيعيان و سنيان است ، كه از مهمترين و خطرخيزترين حوادث تاريخ اسلام است .
بين اين دو فرقه حوادثى روى داد ، كه بسيار دردناك است و موجب برافروختن شعلههاى فتنه ، و خونريزى ، و سوختن خانمانها گرديد .
در اينجا قصد آن نداريم كه از تمامى حوادث و اختلافاتى كه از جهات مختلف بين اين دو طايفه پيش آمد ، سخن به ميان آوريم ، اختلافاتى كه اگر در فضاى بحث علمى مطرح گردد ، رفع شده و نقار از ميان برداشته مىگردد ؛ چرا كه حاكميت نهايى براى حق است ، و شايسته است كه فقط از حق پيروى شود .
اختلافى كه در آغاز بين جماعت سنى و شيعى پديد آمد ، در محدوده بحث امامت و مسائلى در اين زمينه ، شكل گرفت ، اما پس از آن به صورت تشكل ضد شيعى در آمد ، و انديشهء شيعى را دگرگونه جلوه داده ، و بدون توجه به حقيقت علم و با عدم تسليم در برابر حق ، هرطور كه خواستند شيعيان را به انواع تهمتها متهم كردند .
در اينجا مجال بحث پيرامون اين مسأله نيست ، و ما در آينده مطلب را پى مىگيريم ؛ فقط به اين حقيقت اشاره مىكنيم كه اين اختلاف نخستين به شورشها و برخوردهاى خونين و اسفناك كشيده شد ، و آشوبهاى مردمى بسيار پديد آورد . شايد مهمترين اين درگيريها به اجراى شعائر مذهبى شيعى در روزهاى ويژه مربوط مىشود ؛ مانند عزادارى ايام عاشورا ، و جشن و آذينبندى روز غدير . چرا كه سنيان اين نوع شعائر را قبول نداشته و بدعت مىشمردند . نتيجه اين مخالفت با آداب و عقايد شيعى ، ستيزه بين دو فرقه بود كه خونريزيها و كشتارهاى فراوان در پى داشت . [ 39 ]
با اين همه ، سنيانى كه با عزاداريها و جشنهاى شيعى مذهبان مخالفت