« 1 » ، حق را حفظ خواهد كرد . مفسران گفتهاند خداوند اهل حق را از تناقض و دشمنى حفظ مىكند . اما در مقابل فرقههاى مختلف دشمنان اهل جماعت ، جز تبرى جستن از هم و تكفير يكديگر نصيبى ندارند ، چنان كه آورديم خوارج ، قدريه و رافضيان چنيناند . آنان تا آنجا دچار تفرقهاند كه اگر هفت تن در يك جا گرد آيند ، به تكفير هم برمىخيزند و پراكنده مىگردند . اين گروهها در تكفير هم مانند يهوديان و مسيحياناند ، چرا كه يهوديان ادعا مىكنند « مسيحيان بهرهاى از حق ندارند » و مسيحيان نيز همين را مىگويند . اين بود نمونهاى از سخنان اسفراينى ، كه كم نيستند . من نمىدانم آيا نمونههايى از اختلاف و تكفير اهل جماعت را كه پيش از اين آورديم ، بر اسفراينى پوشيده بوده ، كه چنين نظرى اظهار كرده است ؟ آيا وى بلواى « خلق قرآن » و حوادثى كه به دنبال تكفير همديگر در جهان اسلام روى داد را فراموش كرده است ؟ احمد بن حنبل معتقدين به خلق قرآن را تكفير كرد . ابو عبد الله محمد بن يحيى دهلى ( د 255 ه . ) فتوى داد هر كه به مخلوق بودن قرآن عقيده داشته باشد كافر است و زنش بر وى حرام مىگردد ؛ اگر توبه نكرد كشته خواهد شد و نبايد او را در گورستان مسلمانان دفن كرد . اما اگر كسى عقيده روشنى ابراز نكند و بگويد
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 261
مساهمون: اسد حيدر
ص٢٦١
دارند و كوچكترين اختلافى بين آنها وجود ندارد ، و لذا برخورد و دشمنى در ميانشان پديد نيامده است و همديگر را تكفير نمىكنند ، و از اين طريق مبانى اعتقادى خود را اثبات و عقايد مذهب شيعى را به دليل وجود اختلاف و تكفير يكديگر نفى مىكنند ، سخنى خلاف واقع مىگويند .
از اسفراينى دور نيست كه چنين ادعاى نادرستى كرده باشد ، چرا كه وى در كتابش مطالبى از اين دست كه كلا تهمت و جعل و تحريف و ادعاهاى بىدليل در مورد فرق ديگر اسلامى است ، فراوان نقل كرده است . اصولا وى به باطل سخن مىگويد و همواره تير به تاريكى مىاندازد . از سخنان اوست :
فصل دوم اين باب در مورد راه نجات نهايى اهل سنت و جماعت است .
اهل سنت در عقايدشان وحدت دارند ، همديگر را تكفير نمىكنند ، اصولا در بينشان اختلاف نظرى وجود ندارد تا موجب تبرى جستن و تكفير گردد . اينان اهل جماعت و همبستگى هستند ، براى حق قيام كردهاند ، و خداوند ، چنان كه وعده داده است
إِنَّا نَحْن نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَه لَحافِظُون
هامش
( 1 ) سوره حجر ، آيه 9 .