عزادارى كرده و نوحه خواندند ، و جملگى آرايش را ترك و يك سال كامل بر او سوگوارى كردند . [ 44 ]
ابو عمر حنبلى در سال 607 ه . درگذشت ، مردان و زنان به سختى بر او گريستند و در ماتم او عزادارى كردند . وى را در مسجد غسل دادند ، زنان پنهانى و عموم مردان نيز آب غسلش را به قصد تبرك بردند ، و مردم در قطعهقطعه كردن كفنش از هم سبقت مىگرفتند ؛ اگر دولت و مأموران حكومتى به قصد دفاع از كرامت او دخالت نمىكردند ، چه بسا عورت وى آشكار شده بود . مأموران با شمشير مردم را دور كردند . ابن عماد مىگويد : اگر مأموران نبودند ، جنازه تا به قبر برسد از كفن چيزى باقى نمانده بود . [ 45 ]
پس از مرگ المسترشد عباسى به سال 529 ه . ، زنان در خيابانها موى پريشان كرده بر او مرثيه خوانده و به نوحهسرايى و ماتم پرداختند ؛ مردان نيز با آنان همراهى كرده و جامه بر تن دريدند . [ 46 ]
از اين نمونهها فراوان است ، كه از نقل موارد ديگر خوددارى مىكنيم .
ما وقتى به خردهگيريهايى كه در زمينه عزادارى به شيعيان شده و همين ايراد سبب آن همه حوادث ناگوار گرديده است نيك مىنگريم ، درمىيابيم كه پشت سر اين خردهگيريها و حوادث اغراض سياسى قدرتمندان قرار داشته است ، و همين امر آن همه دشمنى عليه شيعيان و تهمت به اين طايفه را به دنبال آورد ، تا آنجا كه هر نوع شباهت به شيعى يافتن حرام و جرم شمرده شد .
زرقانى در كتاب « المواهب اللدنية » حديثى از على ( ع ) در مورد خصوصيات عمه پيامبر و اينكه پيامبر روسرى را بر سر او به گونهاى بست كه از دوش وى فرو افتاد نقل مىكند . آنگاه سخن حافظ عراقى را مىآورد كه اين عمل عقيده بسيارى از فقيهان امامى واقع شده و لذا شايسته است آن را رها كرده تا شباهت به اماميان پديد نيايد .
اين شخص در مورد مسألهاى چون پوشاندن روسرى به دست رسول خدا بر سر عمهاش ، فتوى به تحريم تشبه به شيعيان را مىدهد ! و اين يكى از هزاران نمونهاى است كه نشان مىدهد چگونه رجال اين روزگاران با پيروان آل محمد برخورد داشتهاند ! اين نوع برخورد پديدهاى غريب نيست ، چرا كه متهم شدن به شيعى ، خشم قدرتمندان و حكومتها را در پى داشت و اگر كسى به تشيع متهم مىشد چه نصيبى
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 265
مساهمون: اسد حيدر
ص٢٦٥