تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
كسانى نباشيد كه كافر شدند و گفتند اگر برادرانمان به سفر و يا جنگ نرفته بودند و نزد ما بودند نمىمردند و يا كشته نمىشدند ) تكفير كرد . به هر حال تعصب كور مذهبى همواره آشوبها و خونريزيهاى كورى پديد آورده است . حنبليان با ابو اسحاق ابراهيم بن على بن يوسف فيروزآبادى ( د 479 ه . ) پيشواى شافعى و از عالمان برجسته آن مذهب ، به ستيزه و دشمنى برخاستند و در آزار او افراط كردند . فتنه‌اى در اين ميانه برخاست و كسان بسيارى از دو طرف كشته شدند . سرانجام سلطان ، ابو اسحاق را دستگير و زندانى كرد . [ 13 ] ابو منصور ( د 567 ه . ) فقيه و عالم بزرگ شافعى با توطئه حنبليان كشته شد . ابن جوزى آورده است كه حنبليان با دسيسه ، زنى را نزد ابو منصور فرستادند ؛ زن حلوايى را كه با خود آورده بود ، به او داد و گفت : اين از كار ريسندگى من تهيه شده است . ابو منصور و همسر و فرزند خردسالش از آن حلوا خوردند و صبح روز بعد آنان را مرده يافتند . [ 14 ] همچنين ابو الحسن بن فورك متعصبانه با زهر به قتل رسيدند . نيز ابو على ، خادم المستنصر كه از پيشوايان مذهب شافعى بود و در حوزهء درس ابن عبد الحكم شركت مىجست و به بحث مىنشست ، نزد پادشاه مورد سخن‌چينى قرار گرفت ، و او را به جاسوسى متهم كردند ، كه بدين جرم هفت سال در زندان ماند . پيشوايان مذاهب در هرات ، براى متهم و بدنام كردن محمد بن عبد الله انصارى حنبلى ، بتى را در زير سجاده او پنهان ساختند ؛ آنگاه نزد سلطان عبد الملك آلب ارسلان رفته زبان شكوه و دادخواهى گشودند و مدعى شدند كه انصارى بت‌پرست است و در زير سجاده‌اش بتى پنهان كرده و مىگويد آن صورت خداوند است ؛ شاه دستور داد جستجو كردند ، وقتى بازرسى به عمل آمد چنان بود كه به شاه گزارش شده بود . [ 15 ]

گرايش از مذهبى به مذهب ديگر

ابن خلكان روايت كرده است كه شيخ آمدى ( 631 ه . ) در آغاز حنبلى بود ، مدتى پس از آنكه به بغداد آمد ، به مذهب شافعى گرويد . وى به سرزمين مصر رفت و در كنار آرامگاه امام شافعى در مدرسه‌اى به تدريس پرداخت . گروهى از فقيهان آن ديار بر او حسد برده به دشمنى با او برخاستند . اين فقيهان آمدى را به