تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
فساد عقيده و بىاعتقادى محض و گرايش به آيين فيلسوفان متهم ساختند ، و نظريات خود را ضمن نوشته‌اى با امضاء ابراز كرده و كشتن او را مباح دانستند . [ 16 ] حارث بن مسكين قاضى مالكى در مصر فرمان داد حنفيان و شافعيان را از مسجد برانند و بر آنان سخت بگيرند . در سال 538 ه . حسن بن ابى بكر نيشابورى حنفى وارد بغداد شد و عليه اشعريان و شافعيان به مبارزه برخاست . نيز در همين سال ، به دنبال آشوبى كه بين اشعريان و شافعيان پديد آمد ، ابو الفتوح اسفراينى از بغداد اخراج شد . [ 17 ] شايد روشنترين چهره عصبيت و اختلاف بين طوايف مختلف ، در ماجراى قفال مروزى در نزد محمود بن ناصر آشكار باشد . او حنفى بود و بعد شافعى شد . عالمان دو فرقه يادشده ، او را احضار كرده و از او خواستند دو ركعت نماز طبق مذهب حنفى بخواند ؛ او نماز را طبق مذهب شافعى خواند ، چرا كه او در وضو و شرايط و احكام مربوط به آن شافعى بود . پس از آن طبق مذهب حنفى و ضوابط آن نماز خواند . دو ركعت نماز او بدين صورت ناپسند خوانده شد ، كه ما از ذكر آن خوددارى مىكنيم . [ 18 ] على بن حسن ملقب به سيف الدين ( د 631 ه . ) ابتدا حنبلى بود ، سپس شافعى شد ؛ فقيهان با او به ستيزه برخاسته و او را متهم به كفر و زندقه كردند . [ 19 ] به شهادت شخصيت‌هاى آن روزگاران ، بسيارى از عالمان با شمشير تعصب كشته شدند ، حال آنكه دور نيست تمامى اين اتهامات بىاساس بوده باشد . مسلما بسيارى از اين عالمان متهم از نسبتهايى كه به آنان داده‌اند ، مبرا بوده‌اند . مخالفان اين عالمان ، شهادت ناحق را عليه آنان نشانه دين‌دارى مىدانستند . از عالمى در مورد شهادت ناروا عليه شافعى نظر خواستند ، او گفت مگر غير از اين است كه جان و مال شافعى را حلال مىدانى ؟ ، گفت : آرى . گفت : به چيز ديگر نيازى نيست ، شهادت عليه او بده و شر او را از سر مسلمانان كم كن . اين مسائل و رنجهايى كه از جنايات عالمان نصيب جهان اسلام شد ، پيوسته با حكومت و قدرت نشأت گرفت . آنان در راستاى سياست قدرتمندان ، باب كينه و دشمنى و اختلاف و جنگ را بين طوايف مسلمانان گشودند . در نتيجه مىبينيم حنبليان با حنفيان دشمنى مىورزند و عكس آن نيز صادق است . اگر به صفحات تاريخ نگاه كنيم ، مىبينيم اين درگيريها و كشمكشها بين كسانى صورت گرفته كه خود را وفادار به سنت نبوى مىدانستند و در اين ميان حوادثى خواهيم ديد كه دل هر
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 252 | اسد حيدر / حسن يوسفى اشكورى