اثباتگرايان است ، بر او چيره شد و كار را به آنجا كشاند كه در خلق و خوى او انحراف شديدى پديد آمد . [ 21 ]
به هر حال تاريخنگاران تحت تأثير هواهاى نفسانى و درگيريهاى فرقهاى قرار گرفته و پشت به حقايق كردند ، و در نهايت آنچه كه خواهشهاى نفسانى اقتضا مىكرد نگاشتند ، نه به اقتضاى زلالى و اصالت حقيقت ، چرا كه حقيقت دغلكارى و فريب را برنمىتابد .
در ادامه اين روند روح دشمنى در امت دميده شد ، و هر كس جانب مذهب خود را گرفت ، و به گونهاى افراطى درباره امام خويش غلو كرد ، و براى اثبات برترى امامش به دلخواه حديث جعل كرد . در اين ميان احاديث فراوانى مبنى بر بشارت پيامبر به آمدن پيشوايان مذاهب جعل و ترويج شد . چنان كه حنفيان به طور مرسل روايت كردند كه پيامبر فرمود : آدم به من مباهات مىكند و من به مردى از امتم كه اسمش نعمان است . اين حديث به اين صورت نيز نقل شده است : پيامبران به من فخر مىكنند و من به ابو حنيفه ؛ دوست او دوست من ، و دشمن او دشمن من است . [ 22 ]
پيروان مذهب حنفى ادعا كردند كه مذهب آنها درست است و بايد از آن اطاعت كرد . حتى برخى ادعا كردند كه حضرت مسيح نيز بر مذهب آنها بوده است ؛ و يا گفتند تا روز قيامت گناهانشان آمرزيده است [ 23 ] ، و اين بزرگترين معجزهء پيامبر پس از قرآن است .
حنفيان مدعى شدند كه قانونگذارى و كرامت به ابو حنيفه اختصاص دارد . در كرامت او گفتند هر روز هنگام نماز صبح خضر نزد ابو حنيفه حاضر مىشده و از او احكام شريعت را به مدت پنج سال فرا مىگرفته است ؛ چون ابو حنيفه درگذشت ، خضر گفت : خداوندا اگر نزد تو احترامى دارم ، اجازت فرما ابو حنيفه طبق معمول از گور به آموزشم ادامه دهد ، تا من بتوانم شريعت نبوى را در حد كمال به مردم تعليم
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 254
مساهمون: اسد حيدر
ص٢٥٤