دخالت نمود و هر نوع خصومت مذهبى را ممنوع اعلام كرد . [ 7 ]
در سال 323 ه . برخورد خشونتبارى بين حنبليان و شافعيان به رهبرى بر بهارى ، پيشواى حنبليان ، در بغداد پيش آمد . حنبليان امنيت و آرامش بغداد را بر هم زدند . آنان جاهلان و نادانان را عليه شافعيان شوراندند . شافعيان به مسجد پناه بردند .
حنبليان متعصبان نادان را وادار مىكردند در هركجا شافعى مذهبى را ديدند ، او را مضروب و مجروح سازند . [ 8 ]
چون قشيرى در نظاميه به وعظ و خطابه پرداخت ، حنبليان را گران آمد ، و او را خوار شمردند ، او نيز به بدگويى حنبليان دست زد ؛ در اين ميان فتنهاى پديد آمد كه كسان بسيارى در آن قربانى شدند . [ 9 ]
محب الدين محمد هندى حنفى ( د 789 ه . ) تعصبات عليه شافعيان را برانگيخت . با اينكه وى به زهد و پارسايى تظاهر مىكرد و غيرت خود را عليه شافعيان ، دينى جلوه مىداد ، اما روشن است كه دين از اين نوع افكار و اعمال بيزار است . [ 10 ]
در اواخر سده هفتم و اوايل سده هشتم هجرى ، تمامى مذاهب عليه مذهب حنبلى برانگيخته شدند ، و اين خشم عكس العمل اعمال تقى الدين بن تيميه ( 661 - 728 ه . ) بود . سرانجام كار به آنجا كشيد كه سخنگوى سلطان در دمشق اعلام كرد ، هر كس بر آيين ابن تيميه است جان و مالش حلال است ، و اين به معناى آن بود كه آنان كافرند و بايد با آنان چون كافر معامله كرد . در مقابل چنين تفكرى كسى چون ابن حاتم حنبلى نيز بود كه فتوى مىداد : « هر كه حنبلى نيست كافر است » [ 11 ] و بدين ترتيب در نظر او تمامى مسلمانان كافر بودند . البته در كنار او ابو بكر مقرى واعظ مساجد بغداد نيز بود كه اعلام مىكرد جملگى حنبليان كافرند . [ 12 ]
عبد الغنى مقدسى ( 600 ه . ) آزارهاى زيادى را تحمل كرد و حوادث زيادى براى او و ديگر حنبليان دمشق پيش آمد و سرانجام مجبور شدند آن شهر را ترك كنند .
اينكه فرقهها همديگر را تكفير كنند ، پديدهاى بسيار متداول است كه سينه حقطلبان را تنگ و تاريخ را دردناك كرده است ، و اسلام از آن بيزار است .
ابو سهل بن زياد قطان ، كه از حافظان حديث و از راويان موثق شمرده مىشود ، معتزله را به استناد آيه «
يا أَيُّهَا الَّذِين آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِين كَفَرُوا وَ قالُوا لِإِخْوانِهِم إِذا ضَرَبُوا فِي الْأَرْض أَوْ كانُوا غُزًّى لَوْ كانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا . . .
« 1 » » ( اى مؤمنان مانند
هامش
( 1 ) سوره آل عمران ، آيه 156 .