مىگويد خداوند محمد ( ص ) را به زبان عرب فرستاد تا بدين وسيله آنچه مىخواهد به مردم تفهيم كند و سخنانش را جملگى درك كنند ، منافات ندارد .
بىگمان اگر ابو حنيفه ، مالك ، شافعى و احمد تا امروز زنده بودند ، اجتهاد پيگيرشان ادامه مىيافت و براى هر مشكلى حكمى از قرآن و حديث استخراج مىكردند ، و به ميزانى كه تعمقشان بيشتر مىشد فهم و دقتشان نيز افزونتر مىگرديد . آرى اين بزرگان و امامان امت به اجتهاد دست زدند ، و خداوند جزاى خير به آنان عطا كند ، اما درست نيست بگوييم آنان به تمامى اسرار قرآن آگاه بودند و جملگى آن اسرار را در آثار خود آوردهاند » . [ 34 ]
سيد جمال الدين افغانى [ اسدآبادى ] منع اجتهاد راز عقبماندگى مسلمانان است . فراموش شدن اجتهاد سبب شد كه مسلمانان به ميزان پيشرفت و ترقى جهانيان ، عقب بمانند ، چرا كه بنا به ملاحظات سياسى ، هيچگونه تغيير و تحول در سنت پيشينيان ممكن نگرديد .
اينكه حكمرانان و ارباب قدرت مانع اجتهاد شدند ، فقط براى اين بود كه قدرت خود را حفظ كنند ، و اطمينان پيدا كنند كه كسى با آنها مخالفت و ستيزه نخواهد كرد . اين بود كه هر بار كسى به مخالفت با زمامداران برمىخاست ( بديهى است كه همواره در ميان ملتها مصلحان و رهبرانى پيدا مىشوند كه پيرايشگرند و از سرزنشها نمىهراسند ) ، سخنش شنيده نمىشد ، به بهانه اينكه اجتهاد ممنوع و در آن بسته است .
« اين است كه اكنون قانونگذارى اسلامى به جمود و ركود دچار شده است .
قانونگذارى ، جز با توجه به روح ملى و حيات اجتماعى مردمى ، ناممكن است . من مسئوليت فتنهاى را كه در زمان عثمان پديد آمد و مانع پيشرفت اسلام شد و درگيرى خارجى را به جبههء داخل كشاند ، به گردن شخص عثمان مىاندازم ، كه محافظهكار بود و بدين جهت آن وضعيت را پديد آورد . زيرا هنگام انتخاب خليفه وقتى عبد الرحمن بن عوف به عثمان گفت با تو بيعت مىكنم در صورتى كه از ابو بكر و عمر كاملا پيروى كنى و به اجتهاد نپردازى ، او پذيرفت ؛ حال آنكه على با اين شرط مخالفت كرد و گفت « زمان تغيير مىكند » . با اينكه پذيرش اين شرط سبب خلافت عثمان شد ، همين شرط سبب سقوط او نيز بود » . [ 53 ]
دكتر عبد الدائم بقرى انصارى « در طول تاريخ چه بسا احزاب سياسى كه تبديل به مذاهب دينى شدهاند ، و
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 232
مساهمون: اسد حيدر
ص٢٣٢