تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
در ميان امت هر كس ادعاى اجتهاد كرده و يا شايستگى آن را داشته ، مورد انكار قرار داده ، و بدنامش ساخته‌اند . به عنوان نمونه مىتوان به سرنوشت علامه جلال الدين سيوطى ( د 911 ه . ) اشاره كرد . او مدعى شد كه « مجتهد مطلق » است ، عالمان عصر عليه او شوريدند ، و به مخالفت با او برخاسته به آزارش دست زدند . هر كس ديگر نيز كه چنين داعيه‌اى داشت ، به سرنوشت سيوطى دچار شده است . در واقع در سده‌هاى اخير ، بزرگانى به عرصه آمدند كه با نوشته‌هاى خود به اثبات عملى اجتهاد پرداختند ، اجتهادى كه ادعاى محال بودنش مىشد . حتى اين بزرگان را از برخى از پيشوايان مذاهب برتر شمرده‌اند . يكى از اين افراد ابو حامد احمد بن محمد اسفراينى است ، كه او را از شافعى برتر دانسته‌اند . بسيارى از اين عالمان ، در مرتبه‌اى از علم و فقاهت بوده‌اند كه مىتوان آنان را داراى ملكه اجتهاد دانست . مانند عبد العزيز بن سلام ( د 578 ه . ) ، عبد الكريم بن محمد بن عبد الكريم بن فضل بن حسن قزوينى ( د 623 ه . ) ، اسماعيل بن عبد الرحمن صابونى ( د 449 ه . ) ، محمد بن اسحاق صدر الدين قونى ( د 673 ه . ) و ابراهيم بن محمد بن ابراهيم اسفراينى ( د 418 ه . ) . عالمانى چون : قفال ، امام الحرمين جوينى ( د 478 ه . ) ، صيدلانى ، سبخى ، سرخسى ، جصاص نيز بوده‌اند ، كه در حد بالايى از علم و برخوردار از موهبت استنباط احكام بوده‌اند ، اما از ترس مردمى كه اجتهاد را ضلالت مىدانستند ، زبان در كام كشيدند . مخالفان مدعيان اجتهاد را به تشيع متهم مىكردند ، چرا كه شيعيان به اجتهاد شناخته شده بودند . [ 39 ] وقتى از ابو الحسن داركى ، كه يكى از مجتهدان روزگارش بود ، فتوى خواسته مىشد ، با تأمل پاسخ مىداد . گاه فتواى او با مذاهب شافعى و حنفى ناسازگار بود ، و با مخالفت و انكار مواجه مىشد . ولى او در پاسخ معترضان مىگفت : واى بر شما ، استناد ما به رواياتى است كه راويان از پيامبر نقل كرده‌اند . استناد به سخن پيامبر بر استناد به آراء شافعى و ابو حنيفه ترجيح دارد ، و مخالفت با آن دو آسانتر از مخالفت با حديث است . چنان كه پيش از اين گفته شد ، بقى بن مخلد ، به دليل اينكه داعيهء اجتهاد داشت ، مورد آزار و آسيب قرار گرفت . ابن تيميه و ابن قيم جوزيه و بسيارى ديگر نيز از اين شمارند . نمىدانم چرا رسيدن به مرحلهء اجتهاد ناممكن و محال دانسته ، و حكم به
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 235 | اسد حيدر / حسن يوسفى اشكورى