امامان چهارگانه ، كه خداوند جملگى آنان را رحمت كند ، مردم را از تقليد در تمامى اقوال و آراء خود بر حذر داشتهاند ، و اين اصلى است قطعى و الزامى . امام ابو حنيفه مىگويد : اين رأى من است ، و آن را بهترين يافتم ، پس اگر كسى نظر بهترى ارائه داد خواهم پذيرفت . بدين جهت بود ، وقتى برترين شاگرد ابو حنيفه ابو يوسف نزد پيشواى « دار الهجره » ( مدينه ) مالك بن انس آمد و از او در مورد « پيمانه » ، و زكات سبزيها و « اجناس » پرسيد ، و او گفت بايد به سنت نبوى مراجعه كرد . ابو يوسف گفت : اى ابو عبد الله به نظر تو بازگشتم ، اگر نكتهاى را كه من متوجه شدم ابو حنيفه نيز متوجه مىشد بر نظر تو بازمىگشت . مالك مىگويد : من بشرى هستم كه درست و نادرست مىگويم ، پس گفتهام را به كتاب و سنت عرضه كنيد ؛ يا سخنى همانند اين سخن . شافعى مىگويد : چون حديثى با سخنم ناسازگار افتاد ، سخنم را به ديوار بزنيد ، و زمانى كه سخنم را مستند يافتيد ، آن را بپذيريد . [ 25 ]
« كسى كه فضل خداوندى را به افراد خاصى اختصاص مىدهد ، و فهم شريعت مطهر را در اين روزگار ناممكن مىداند ، پيش از هر چيز بر خداوند ، و آنگاه بر آيينى كه براى تمامى كسانى كه به كتاب خدا و سنت نبوى تعبد مىورزند ، گستاخى مىكند . اگر تعبد به قرآن و سنت به مردمان روزگاران پيشين اختصاص داشت و براى متأخران جز تقليد از گذشتگان راهى نيست ، و اينان قادر نيستند قرآن و سنت را بفهمند ، پس راه چاره اين همه تفرقه باطل و جدايى چيست ؟ ، و آيا نسخ ديانت غير از اين است ؟ خداوند منزه است از اين نسبت ، و اين بهتان بزرگى است » . [ 26 ]
حسن خان « بر انسان لازم نيست به مذهب فقهى معين ملتزم باشد ، و روا نيست جز از پيشوايى كه داراى تمامى صفات و شرايط لازم است [ پيامبر ] تقليد كند ، و آدمى مىتواند به دو نظر متضاد در مورد دو مسأله ، كه هيچ كدام به ديگرى وابسته نيست ، عمل كند ، و اين عمل او باطل نيست ، هر چند كه در همين مورد به فتواى عالم ديگرى عمل كرده باشد ، زيرا امضاء و تأييد قاضى غير قابل نقض است » .
ابن عابدين « آگاه باش ، مقلد در امورى كه تقليد مىكند ، اطمينان ندارد . تقليد به معناى ناديده گرفتن عقل و انديشه است ، چرا كه خداوند عقل را براى فهم و تعقل آفريده .
چه زشت است كسى چراغى را كه به دستش دادهاند تا راه را ببيند خاموش كند و در تاريكى راه برود . توجه داشته باش ، تمامى پيروان مذاهب شخصيتى را در دلهايشان
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 229
مساهمون: اسد حيدر
ص٢٢٩