بزرگ كرده و از آراء او بدون تعقل و دليل پيروى مىكنند ، و اين عين گمراهى است ؛ چرا كه شايسته است به گفته توجه شود نه به گوينده » . [ 27 ]
جمال الدين بن جوزى « بدانيد خداوند هيچ يك از بندگانش را مكلف نكرده است كه حنفى يا مالكى يا شافعى و يا حنبلى باشد ، بلكه بر بندگان تكليف كرده ايمان به بعثت پيامبر بياورند و به شريعتش عمل كنند » . [ 28 ]
عبد العظيم مكى « از شگفتترين چيزها اين است كه فقيهان مقلد ، ضعف پيشوايان را دريابند و قدرت دفاع از آن را نيز نداشته باشند ، در عين حال از پيشوا تقليد كنند ، و كسانى را كه بر اساس قرآن و سنت و قياس درست در مذهبشان نظر مىدهند ، فقط به دليل جمود نسبت به امام خود ، كنار بزنند . اين شيوه راهى است براى تأويل قرآن و سنت به تأويلات دور و باطل ، و نيز تدبيرى است براى حفظ و تأييد تقليد كنندگان ، و مردم نيز بر همين اساس از آنان پيروى مىكنند . چنين مىشود كه مذاهب پديد مىآيند و پيروان متعصبى پيدا مىكنند ، و هر يك از آنان ، على رغم در دست نداشتن دلايل قوى ، چنان از امامشان پيروى مىكنند كه گويى از پيامبر مرسل فرمان مىبرند ؛ اين دور افتادن از حق ، و فاصله گرفتن از صواب است ، كه هيچ آدم عاقلى به آن تن نخواهد داد » . [ 29 ]
عز الدين عبد السلام « شايسته است كه فقيهان فقط به يك امام بسنده نكنند ، و در هر مسألهاى به درستترين دليل ، كه به دلالت قرآن و سنت استوار نزديكتر باشد ، تكيه نمايند ، و اين كار براى آنان آسان است . بر آنان لازم است كه در رأى و نظر از تعصبات و تفرقهها اجتناب كنند ، چرا كه روى آوردن به اين شيوهها زمان را تباه و صفا را زايل خواهد كرد . روايت درستى از شافعى در دست است كه او ديگران را از تقليد خود و ديگران نهى كرده است » . [ 30 ]
ابو شامه « بسته شدن باب اجتهاد ، نه تنها به معناى ضربه زدن به آزادى فكر است ، بلكه ضربه بر خود اسلام هم هست ، چرا كه گفتيم اسلام براى تمامى مردم است ، و اين آيين نازل شده است تا در اعصار و دورانهاى مختلف و ملل گونهگون قابل اجرا باشد ، و حال آنكه اكنون پس از هزار سال مىبينيم مسلمانان به جمود و ركود دچار
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 230
مساهمون: اسد حيدر
ص٢٣٠