تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
شده‌اند » . [ 31 ] محمد على « اكنون مىتوانم بگويم كه منع اجتهاد با استفاده از راههاى ظالمانه ، و با توسل به زور و اغوا از طريق پول ، صورت گرفته است . ترديدى نيست اگر اين وسايل و امكانات در اختيار مذاهب ديگر نيز قرار گرفته بود ، اكنون توده‌هاى مردم از آنها پيروى مىكردند ، و چه بسا مورد تأييد كسانى بودند كه اكنون در صف مخالفين قرار دارند . اكنون ما مىتوانيم خود را از قيد مذاهب چهارگانه‌اى كه از طريق فاسد و ناصواب بر ما تحميل كردند ، آزاد كنيم ، و در احكام دينمان به اجتهاد روى آوريم ، زيرا كه منع آن با خشونت و زور انجام شده است ؛ حال آنكه اسلام امور را فقط از طريق رضايت و شورى بين مسلمانان قابل تحقق مىداند ، چنان كه خداوند در آيه 28 سورهء شورى فرمان ميدهد :
وَ أَمْرُهُم شُورى بَيْنَهُم
. [ 32 ] عبد المتعال صعيدى ( از عالمان الأزهر ) « گاه برخى از تقليدكنندگان مىپندارند كه امامشان عين شريعت است ، تا آنجا كه از نسبت دادن هر نوع فضيلتى به عالمى جز امام خود بيزارند . حتى اگر اين مقلدين خود به اجتهاد برسند ، و در مسائل صاحب نظر شوند ، ولى به امامشان پيوند نداشته باشند ، مورد انكار قرار مىگيرند ، و تيرهاى نقد بر آنها مىبارد ، و منحرف از جاده حق شمرده مىشوند ، و شكننده وحدت جامعه قلمداد مىگردند ، در حالى كه هيچ دليلى بر اين اتهامات ارائه نمىگردد ، بلكه فقط به اعتبار قضاوتهاى عوام چنين قضاوت مىشود . وقتى « بقى بن مخلد » از شرق به اسپانيا آمد ، نسبتهايى از اين دست به او دادند ، و سرانجام او را منزوى و در معرض نابودى قرار دادند . وى در اين مورد گفت : اين مقلدين چنان بر مذهب مالك استوارند كه مىخواهند ديگر مذاهب را محو كنند ، و اين نيست جز زور و افراط در دوستى مذاهب » . [ 33 ] شاطبى « به استناد كدامين نص باب اجتهاد بسته شد ، يا كدام امام گفت پس از من كسى از مسلمانان حق ندارد در دين تفقه و اجتهاد كند ؟ يا اينكه بايد به استناد قرآن و احاديث صحيح راه هدايت جست ، و با كوشش و توان تمام به گسترش مفاهيم دينى و اجتهاد در آنها همت گماشت ، و مطابق با مقتضيات زمان و شرايط عصر به استنتاج در احكام پرداخت ؟ اين اجتهاد با جوهر و حقيقت نص ، كه