تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
شخصى به احمد گفت چرا كتابى در فقه براى پيروانت تأليف نمىكنى ؟ وى گفت : آيا كسى هست كه پس از كلام خدا و رسول سخنى براى گفتن داشته باشد ؟ « جايز نيست آيه‌اى و يا حديثى ، به خاطر سخنى از پيشوا و يا كس ديگر ، رها شود ، و هر كس چنين كند ، در گمراهى آشكارى قرار گرفته و از دين خدا خارج شده است » . محى الدين عربى « ما نشنيده‌ايم كسى از پيشينيان شخصى را به پيروى از مذهب معين مقيد كرده باشد ، و اگر چنين مىكردند گناهكار شمرده مىشدند ، چرا كه اگر مجتهدى مردم را تنها به پيروى از خود دعوت مىكرد ، عمل به حديث را از آنان سلب مىكرد . در حقيقت شريعت عبارت از مجموعه آراء مجتهدان است ، نه رأى مجتهدى واحد . واقعا الزامى بودن تقيد به يك مذهب از كجا آمده است ؟ حال آنكه امامان پيشين ، از اينكه ديگران را به پيروى از خود وادارند ابا داشتند . آنان مىگفتند : اگر حديثى يافتيد به آن عمل كنيد و سخن ما را به ديوار بزنيد » . شعرانى از تقى الدين بن تيميه سؤال شد ، اگر كسى در يكى از مذاهب فقيه شد و در آن بصيرت يافت ولى پس از آن احاديث صحيحى يافت ، كه براى آنها ناسخ و مخصص و معارضى نديد ، در صورتى كه بين اين احاديث و مذهبش تعارض ديد چه بايد بكند ؟ آيا بايد به مذهب خود عمل كند ، يا اينكه احاديث را اساس قرار بدهد و مذهبش را رها كند ؟ ابن تيميه پاسخى داد كه عين عبارت وى چنين است : « در كتاب ، سنت و اجماع ثابت شده است كه خداوند بر بندگانش اطاعت از خود و رسولش را واجب گردانيده ، و در تمامى اوامر و نواهى رسول اطاعت از كسى واجب نشده است . حتى ابو بكر ، كه صديق امت و پس از پيامبر برترين شخص شمرده شده است ، مىگويد : در صورت اطاعت از خداوند ، اطاعتم كنيد و در صورت نافرمانى ، اطاعتى بر گردن شما ندارم » . جملگى قبول دارند كه در اوامر و نواهى خدا و رسول ، هيچ كس ، جز پيامبر ، معصوم نيست ، و لذا برخى از پيشوايان گفته‌اند : سخن هر كس را مىتوان قبول يا رد كرد ، جز سخن رسول خدا ( ص ) .