مرتبط بوده است ، چرا كه گرايش به يك مذهب ، به قاضيان و نظر سلطان وابسته بود .
حتى بسيارى از افراد صرفا به دليل نزديكى به سلطان و جلب كمك مادى او ، از مذهبى به مذهب ديگر گرايش يافتند . بسيارى از شافعيان به انگيزهء دنياطلبى به مذهب حنفى گرويدند . امير بلبغا ابن عبد الله خاصكى ناصرى ، كه فرمانروايى بزرگ و صاحب اقتدار و ابهت بود ، در مذهب حنفى تعصب مىورزيد ، و هر كس كه به اين مذهب مىگرويد از عطاياى زياد او برخوردار مىشد ، و حقوق ماهانه برايش مقرر مىگرديد . وى در اواخر عمر كوشش كرد مذهب حنفى را جانشين مذهب شافعى كند . [ 22 ]
زمانى كه ابو البركات حنفى به مذهب حنبلى گراييد ، حنفيان آزارش كردند و او مذهب شافعى را برگزيد ، از اين رو مؤيد تكريتى او را چنين هجو كرد :
پيام مرا به وزير برسانيد هر چند كه اين پيام بىفايده خواهد بود پس از مذهب حنبلى تظاهر به حنفىگرى كردى و اين نبود جز به خاطر شكمپرستى تو مذهب شافعى را به خاطر ديندارى برنگزيدى بلكه دنبال خواستههايت هستى ديرى نمىگذرد كه بىگمان مذهب مالك را انتخاب خواهى كرد . بفهم كه چه مىگويم . [ 23 ]
ابو بكر بغدادى حنبلى ، به خاطر دنياخواهى ، شافعى شد ، آنگاه پست قضاوت را احراز كرد . ابو المظفر يوسف بن قزغلى سبط ابن جوزى حنبلى بود ، كه پادشاه او را وادار كرد تا مذهب حنفى را بپذيرد ؛ [ 24 ] اين افراد بسيارند .
خلاصه سخن اينكه تشويق مردم براى گردن نهادن به مذاهب چهارگانه ، سبب مىشد تا مردم به آنها گرايش پيدا كنند و ديگر مذاهب را رها سازند . اين روش سبب شد تا اكثر فقيهانى كه صلاحيت اجتهاد را داشتند به جمود و ركود دچار شده و راه تقليد گذشتگان را پيش گيرند و نعمت اجتهاد را فرو نهند .
شيخ ابو ذرعه مىگويد : يك بار به استادم بلقينى گفتم با آنكه تقى الدين بن سبكى مجتهد است و ابزار اجتهاد را نيز در اختيار دارد ، چرا به اجتهاد نمىپردازد و در احكام تقليد مىكند ؟ شرم مانع از آن شد كه سخنى بگويد ، سكوت را برگزيد . اما من گفتم : به نظر من چيزى كه مانع اجتهاد سبكى شد ، اين بود كه فقيهان مذاهب چهارگانه را در چهارچوب مقررات و وظايف رسمى قرار دادند ، و اگر كسى از آن
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 226
مساهمون: اسد حيدر
ص٢٢٦