تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
و براى بازديدكنندگان آن ماهانه چهل دينار مقرر كرد ، و نيز دستور داد هر روز شصت رطل نان و دو مشك آب رود نيل وقف مردم كنند . مدرسه‌اى ديگر در كنار آرامگاه حسينى ساخت ، و خانه عباس عبيدى را مدرسه‌اى براى حنفيان كرد » . هدف صلاح الدين از تأسيس اين مدارس ، فقط احياء مذاهب سنى و محو مذهب شيعى بود ، كه پيش از او فاطميان مصر آن را رواج داده بودند . براى اين منظور او مردم را تشويق كرد تا اموال زيادى را وقف اين مدارس كنند ؛ مردم نيز به مذاهب مزبور روى آورده و ديگر مذاهب فراموش شدند . پس از آن ، دوران مستنصر [ 20 ] عباسى فرا رسيد . او در سال 625 ه . مدرسه « مستنصريه » را در بغداد بنا گذاشت ، كه در سال 631 ه . ساختمانش پايان يافت . وى پول بىاندازه‌اى صرف بناى آن كرد و براى افتتاح آن جشن با شكوه و عظيمى برپا شد ، كه خود او ، نايب الوزارة ، واليان ، حاجبان ، قاضيان ، استادان ، فقيهان ، مشايخ تصوف ، واعظان ، قاريان ، شاعران و گروهى از تاجران بزرگ خارجى در آن شركت كردند ؛ و براى هر مذهب مدرسه‌هايى و براى هر مدرسه شصت و دو تن را برگزيد ، كه از ميان آنان كسانى به عنوان استاد و كسانى به عنوان استاديار انتخاب شدند . از استادان مىتوان از محيى الدين محمد بن يحيى بن فضلان شافعى ، و رشيد الدين عمر بن محمد فرغانى حنفى ياد كرد ؛ از نايبان مىتوان از جمال الدين عبد الرحمن بن يوسف بن جوزى ، و ابو الحسن عليا مغربى نام برد . براى آنان شانزده تن استاديار نيز انتخاب كرد ، كه هر مذهبى داراى چهار كمك استاد بود . مستنصر جانب قبله را به چهار قسمت تقسيم كرد ، و هر جانب را به يكى از چهار مذهب اختصاص داد : يك چهارم سمت راست را به شافعى ، يك چهارم سمت چپ را به حنفى ، يك چهارم داخلى راست را به حنبلى ، يك چهارم داخلى چپ را به مالكى بخشيد . خليفه در قبالهء وقف خود شرط كرد كه شمار فقيهان مستنصريه دويست و چهل و هشت تن باشند ، كه سهم هر طايفه‌اى شصت و دو فقيه مىشد . وى براى اين فقيهان مال فراوان و امكانات رفاهى دائمى مقرر كرد تا با اين وسايل و ديگر ابزار مردم را به مذاهب رسمى تشويق كنند . اين گونه بود كه مردم به فراگيرى معارف مذهبى مذاهب چهارگانه راغب شده و از مذاهب ديگر چشم پوشيدند ، چرا كه از چنين اوقاف و امكانات فريبنده‌اى برخوردار نبودند . جوانان و پيران در چنين مدارسى در چهار چوب مذاهب چهارگانه به تحصيل و تحقيق روى آوردند ، و در حين تحصيل طعن و نقد مذاهب ديگر را