تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
خواهيم گفت . به هر تقدير مذاهب اربعه توانستند به پيشرفت و كسب ارزشهاى معنوى دست يابند ، زيرا همواره مورد توجه خلفا و زمامدارانى بودند كه در پى هم مىآمدند و على رغم اختلافات و درگيريهايى كه داشتند ، متظاهر به دين بودند . توجه قدرت و حكومت رنگى از عظمت و اعتبار به دين مىزند ، اما اين رنگ‌آميزى سياسى است نه طبيعى . بنابراين اعمال قدرت و نيز استفاده از عوامل تشويق و ترغيب سبب گسترش روزافزون مذاهب چهارگانه شد ، و اگر غير از اين بود ، قطعا بقايى نداشتند كه با هم به رقابت برخيزند . بعدها حادثه مهمترى روى داد . در سال 645 ه . ( در زمان خلافت مستعصم ) مدرسان مدرسهء مستنصريه را به خانهء وزير فرا خواندند . وزير از آنان خواست كه مطلبى از آثار خود نقل كنند ، و هيچ فقيهى را به آن مطالب مقيد نسازند . بلكه فقط آراء مشايخ گذشته را به عنوان رعايت ادب و تبرك نقل كنند . جمال الدين عبد الرحمن بن جوزى در پاسخ گفت اطاعت مىشود . سراج الدين عبد الله شرمساحى مالكى گفت : دوستان و ياران ما شرحى بر متون كهن ندارند ، در عين حال مسائل اختلافى را تدوين و هماهنگ خواهيم كرد . شهاب الدين زنجانى شافعى و قاضى القضاة عبد الرحمن بن لمغانى حنفى گفتند : مشايخ ما شخصيتهايى بودند ، و ما هم كسى هستيم . وزير پاسخهاى ياد شده را به مستعصم گزارش كرد . او ، كه پس از پدرش مستنصر به خلافت رسيده بود ، تمامى آنان را احضار كرد و از آنان خواست كه براى رعايت احترام مشايخ گذشته فقط آراء آنها را نقل كنند . جملگى در پاسخ گفتند كه اطاعت مىشود . دو مدرس شافعى و حنفى ياد شده نيز از آنها جدا شده و از توجه به خود چشم پوشيدند . مقريزى مىگويد : چون ظاهر بيبرس بندقدارى در مصر سلطنت يافت ، در مصر چهار قاضى از چهار مذهب فقهى ( حنفى ، شافعى ، مالكى و حنبلى ) به قضاوت گمارده شدند . اين اقدام كه از سال 665 ه . آغاز شد ، چندان ادامه يافت كه در سرتاسر جهان اسلام غير از چهار مذهب ياد شده مذهبى به رسميت شناخته نشد . براى پيروان اين مذاهب در ديگر نقاط جهان اسلام ، كاروانسراها و عبادتگاهها و خانقاههايى ساخته شد . با پيروان ديگر مذاهب ستيزه ادامه يافت و مذهب آنان مورد انكار قرار گرفت . از آنان هيچ كس به قضاوت گمارده نشد و در محاكم قضايى