تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
محمد بن محمد بن عبد الملك حجازى به مقام قضاوت رسيد ، اين مذهب در مصر قدرت و رواج يافت . ابن خلدون مىگويد : احمد بن حنبل عمدتا به اصالت حديث معتقد بوده و براى تفسير حديث از حديث يارى مىگيرد و بدين جهت كمتر به اجتهاد پرداخته است ، و بدين دليل پيروان چندانى پيدا نكرد . اكثر حنبليان در شام ، عراق ، بغداد و اطراف آن اقامت داشته و بيش از همه به حفظ سنت و روايت حديث اهتمام نموده‌اند . در نظر پيشينيان ، احمد اهل حديث شمرده شده است نه فقيه ، و لذا در اختلاف بين فقها ، مذهب فقهى او مطرح نشده است . ابن جرير طبرى مىگويد : او مرد حديث است نه مرد فقه . مقدسى نيز او را از محدثان شمرده است نه از فقها . ابن قتيبه در كتاب « المعارف » خود ابن حنبل را در شمار فقها نياورده است . ابن عبد البر در كتابش « الانتقاء » فقط به ذكر نام مالك ، شافعى و ابو حنيفه بسنده كرده است . به هر حال مذهب حنبلى از نظر رونق و گسترش ، در سطح محدودترى نسبت به مذاهب ديگر قرار دارد ، هر چند كه پيروان اين مذهب اين قلت را مايه مباهات خود مىدانند . آرى آنان زمانى كه مصلحت ايجاب كرد بين خود پيوند و ارتباط استوارى پديد آوردند و در بغداد عظمتى به هم زدند ، تا آنجا كه در روزگارى سبب اضطراب حكومت شدند . در آن مقطع حنبليان با شعار امر به معروف و نهى از منكر ، اقتدار قابل توجهى يافتند ، و به آزار و اذيت مخالفانشان از مذاهب ديگر دست زدند . تا اينكه حكومت آن تلاشهاى نامنظم را سركوب كرد ، و حوزهء كار و دعوت آنها را محدود نمود . مذهب حنبلى جز در سرزمين نجد ياوران و مبلغانى نيافت . زمانى كه در نجد شرايط مساعدى پديد آمد ، محمد بن عبد الوهاب در بستر آن شرايط براى استمرار و بقاء حنبلىگرى كوشيد . با اينكه مذهب احمد و شهرت آن مرهون شهرت محمد بن عبد الوهاب و وهابىگرى است ، اما نمىتوان انكار كرد كه ابن تيميه و شاگردش ابن قيم جوزيه در انتشار و رواج مذهب ابن حنبل حق تقدم دارند . در واقع آن دو از قهرمانان دعوت حنبلىگرى به شمار مىروند ، و ابن عبد الوهاب مذهب نوين خود را از آن دو برگرفته است . با اين همه در حال حاضر پيروان حنبلىگرى ، در مقام مقايسه با ديگر مذاهب موجود در جهان اسلام ، در اقليت قرار دارند .