فى الملل و النحل » و « المحلى على قواعد المذهب الظاهرى » است .
روزگارى مذهب ظاهرى به كندى رو به گسترش بود ، اما هنگامى كه يعقوب بن يوسف بن عبد المؤمن در مغرب از مذهب مالكى ، كه در آن سامان رواج كامل داشت ، روى گرداند و به اين مذهب گرويد ، با سرعت و شتاب رواج يافت ، و كار آن بالا گرفت و پيروانش افزون شدند ، از اين رو دانش فروع ( فقه ) پايان يافت و فقيهان از خشم سلطان به هراس افتادند . سلطان فرمان داد تا آثار مالك مانند مدونه سحنون ، و كتاب ابن يونس ، و نوادر ابن ابى زيد و التهذيب بردعى را بسوزانند .
در « المعجب » آمده است كه من و عدهاى در شهر « فاس » شاهد بوديم كه بارى از كتاب آوردند و به آتش كشيدند . اين مذهب همچنان ادامه يافت و مقدسى در « احسن التقاسيم » آن را پنجمين مذهب ناميده است .
ليث بن سعد
ابو حارث ليث بن سعد بن عبد الرحمن ، در سال 92 ه . متولد شد و در روز پنجشنبه يا جمعه پانزدهم شعبان 175 ه . در مصر وفات يافته است . او را در « قرافه الصغرى » دفن كردند ؛ قبر او يكى از زيارتگاههاست . وى از نظر علمى از موقعيت بالايى برخوردار بود و مذهبى و پيروانى داشت . او را همتاى مالك دانستهاند . شافعى گويد : ليث از مالك فقيهتر بود ، فقط شاگردانش به تبليغ و گسترش فقه وى همت نكردند . ابن وهب مسائل علمى ليث را نزد شافعى مىآموخت ، در اين ميان مسألهاى مطرح شد . كسى گفت : چه خوب ، به خدا سوگند گويى ليث مىدانسته است كه مالك مىخواهد پاسخش را بدهد ، از اين رو خود پاسخ گفته است . ابن وهب گفت :
خير ، گويى مالك مىدانسته كه ليث در صدد پاسخگويى است ، از اين رو پاسخ گفته است ؛ به خدا سوگند كه غير از او خدايى نيست ، فقيهتر از ليث نديدم .
مصريان عثمان را خوار شمردند ، اما وقتى ليث به عرصه رسيد و در فضايل عثمان سخن گفت ، مردم نيز از تحقير عثمان خوددارى كردند . از آنجا كه ليث بخت يار نشد و پيروانى نيافت تا مذهبش را ترويج و جاودانه كنند ، پس از مدّت اندكى مذهبش برافتاد . استاد احمد امين مىگويد : « اگر مصريان نسبت به نابغه خود تعصب مىورزيدند ، و آيينش را پاسدارى كرده و از آن پيروى مىكردند ، مذهب او به چنين سرنوشتى دچار نمىشد اما چه توان كرد وقتى كه مردم از نوازندهء محل خود طربناك نمىگردند و هميشه مرغ همسايه غاز است » .