تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
از شافعى ( د 204 ه . ) و شاگردانش فرا گرفت . اصحاب حديث را به اين دليل اهل حديث مىگفتند كه به فراگيرى حديث گرايش داشتند ، و به نقل روايات مىپرداختند ، و احكام را بر نصوص استوار و قابل قبول مىدانستند و به قياس در استنباط احكام اعتقاد نداشتند . شافعى گويد : اگر ديديد من مذهبى دارم ، ولى حديثى و خبرى يافتيد كه خلاف مذهب من است ، بدانيد مذهب من همان است كه حديث مىگويد . شاگردانش نيز از او پيروى كردند . اين شاگردان عبارتند از : اسماعيل بن يحيى مزنى ، ربيع بن سليمان جيزى ، حرملة بن يحيى ، ابو يعقوب بويطى ، ابن صباح ، ابن عبد الحكم مصرى ، ابو ثور و . . . اما اصحاب رأى عبارتند از ابو حنيفه و پيروان و شاگردانش : محمد بن حسن شيبانى ، قاضى ابو يوسف ، زفر بن هذيل ، حسن بن زياد لؤلؤى ، ابو مطيع بلخى ، بشر مريسى . اينان به اهل رأى شناخته شده بودند ، و مىگفتند شريعت داراى معانى و مفاهيم معقول و داراى اصولى است كه مىتوان به آنها رجوع كرد . از آنجا كه اين طايفه پذيرفته بودند كه شريعت بر اساس تعقل قرار دارد ، و شريعت داراى اصول و بنيانهاى استوارى است كه از قرآن و سنت به دست مىآيد ، از صدور فتوى بر اساس رأى و نظر خود ابايى نداشتند . اهل حديث از حدود نصوص خارج نمىشدند ، اما اهل رأى مىخواستند علل و فلسفه احكام را ، كه شريعت به استناد آنها جعل احكام كرده است ، بيابند و لذا چه بسا برخى از احاديث را كه مخالف اصول شريعت شناخته مىشد ، مردود اعلام مىشد ، به ويژه احاديثى كه معارض داشت . بدين ترتيب امت اسلامى نيز به دو دسته اهل حديث و اهل رأى تقسيم شدند ، كه به آنها اهل مدينه و اهل كوفه نيز گفته مىشد ، با علم به اينكه عراقيان در حديث با مدنيان قابل مقايسه نبوده و عراقيان غالبا به قياس معتقد بودند و غالب فتاوايشان به استناد قياس بوده است . نهضت علمى آن روزگار بدين گونه بود .

چگونگى رشد مذاهب

تلاش و گسترهء علمى دامنهء بسيار يافت ، در هر شهر پيشوايى بود كه مذهبى منسوب به خود پديد آورده بود . تعداد مذاهب منسوب به شهرها و ناحيه‌ها افزون شدند ، اما اكثر اين مذاهب دوام چندانى نيافتند . بنيادگذاران اين مذاهب موقعيت ممتازى به دست آورده و پيروان بسيارى يافتند و كارنامهء درخورى پديد آوردند . چه