بن زيد تصميم گرفت مسجد النبى را توسعه دهد تا به اين بهانه خانه عثمان از ميان برداشته شود ، همانگونه كه وليد مىخواست به بهانه گسترش مسجد خانه على ( ع ) را ويران سازد .
حسن به منصور نامهاى نوشت و در آن وضعيت جايگاه قبرهايى را كه پيرامون مسجد قرار گرفته بودند تشريح كرد و گفت : قبر زيد در ناحيه شرقى مسجد و قبر پيامبر در وسط مسجد واقع شده است .
منصور در پاسخ نوشت : از تصميم تو آگاه شدم ، از ويران كردن خانه عثمان دست دستبردار . [ 80 ]
وليد اهتمام بسيارى به گسترش مسجد النبى داشت . وى به كارگزارش عمر بن عبد العزيز نوشت خانههاى پيرامون مسجد را خريدارى كند ، و اگر كسى حاضر به فروش خانهاش نشد ، خانه را ويران سازد . [ 81 ]
فرمان وليد بر مردم مدينه گران آمد . آنان مىخواستند كه خانه پيامبر به همان حال بماند تا مسافران ، زائران و حاجيان آن را نظاره كنند ، چرا كه ديدن همان حالت ساده نخستين مردم را به زهد و ساده زيستن دعوت مىكند . لذا تعمير و توسعه مسجد را به قدر ضرورت خواهان بودند ، و بناى عالى و با شكوه را از شيوهها و نشانههاى فرعونها و كسراها مىشمردند . عمر بن عبد العزيز به وليد نوشت كه ده تن از فقيهان مدينه مخالفت خود را با ويران كردن مسجد اظهار كردهاند . وليد فرمان داد تا مسجد را خراب كنند و ساختمان نوين بنا نمايند . زمانى كه به ويران ساختن مسجد آغاز كردند ، بزرگان و چهرههاى برجسته مردم از بنى هاشم و ديگران فرياد برآوردند ، و چون روز مرگ رسول خدا گريستند . [ 82 ]
ظاهرا كسى از كارگران مدينه جرأت ويران كردن مسجد را نيافت ، ناچار وليد چهل تن كارگر از روم و چهل تن از قبطيان را اجير كرد و به مدينه آورد . [ 83 ]
عثمان بن حيان
عثمان بن حيان مرى مولى ام درداء يا مولى عتبة بن ابى سفيان ، بسيار ستمگر و زورگو بود . نخستين كار او در مدينه اين بود كه عدهاى از عالمان مدينه را فرا خواند ، و آنان را به جرم حقگويى و امر به معروف و نهى از منكر ، تازيانه زد و شكنجه كرد .
چنان كه مالك بن انس روايت كرده است يكى از آن عالمان محمد بن مكندر بود كه از شاگردان امام باقر و يكى از ثقات اهل حديث به شمار مىرفت . [ 84 ]