خالد بر امام على ( ع ) توهين مىكرد . روزى بر منبر به قصد تحقير عليه وى سخن گفت . داود بن قيس بر دو زانو نشست و فرياد برآورد : دروغ مىگويى ، دروغ مىگويى . . . تا اينكه مردم او را آرام كردند . [ 86 ]
محمد بن هشام
محمد بن هشام بن اسماعيل مخزومى ، دايى هشام بن عبد الملك ، به سال 118 ه .
به امارت برگزيده شد و تا سال 125 ه . به امارتش ادامه داد . پس از آن وليد فاسق او را بر كنار و يوسف بن محمد بن يوسف ثقفى ، دايى خود را به امارت مدينه منصوب كرد ، و مكه و طائف را نيز بر مدينه افزود .
وليد بر ابراهيم و محمد ، دو فرزند اسماعيل مخزومى ، كه هر دو از اميران سابق مدينه بودند ، خشم گرفت ، آن دو را زندانى كرد . آنگاه در شعبان سال 125 ه . آنها را با دست و پاى بسته به مدينه فرستاد و به دست يوسف بن محمد ثقفى سپرد .
يوسف بن محمد آن دو را در برابر مردم به نمايش گذاشت و پس از آن به عراق فرستاد و تحويل يوسف بن عمر داد . ابراهيم و محمد به وسيله والى عراق به سختى شكنجه شدند و در زير شكنجه جان سپردند . [ 87 ]
يوسف ثقفى
يوسف بن محمد بن يوسف ثقفى ، پسر برادر حجاج و دايى وليد به سال 125 ه . از طرف خواهرزاده فاسقش وليد به امارت مدينه گمارده شد ، و سرتاسر حجاز نيز بر قلمرو او ضميمه گشت . پس از وليد فرزندش يزيد نيز او را ابقا كرد . وى تا سال 126 ه . در سمت خود باقى ماند . پس از بركنارى يزيد ، عبد العزيز بن عمر بن عبد العزيز به جاى او امير مدينه شد ، و تا سال 129 ه . ، به امارتش ادامه داد . آنگاه مروان حمار او را عزل كرد و عبد الواحد بن سليمان بن عبد الملك بن مروان را به جاى او گمارد ؛ او آخرين امير اموى در مدينه و حجاز بود . در روزگار امارت عبد الواحد در صفر سال 130 ه . ابو حمزه خارجى ، پس از واقعه « قديد « 1 » » وارد مدينه شد ؛ بسيارى از مردم مدينه در اين حادثه كشته شدند و
هامش
( 1 ) قديد جايى در حوالى مكه است . در آن مكان عبد العزيز بن عبد الله بن عمرو بن عثمان بن عفان با ابو حمزه رهبر حروريه جنگيد ، خود و كسانى از اهل مدينه كه همراهش بودند كشته شدند . ( تاريخ يعقوبى ، 2 / 339 )