پدرت به حساب آورى . پس بر تو باد عطوفت و مهربانى با فرزندان ، پيوند با برادران ، و نيكى با پدران . اگر كارى پسنديده كردى ، آن را ادامه بده و كمال ببخش » .
عمر بن عبد العزيز در سال 87 ه . به امارت مدينه گمارده شد و تا سال 93 ه . در اين مقام باقى ماند . در اين سال وليد او را از امارت مدينه عزل كرد ، چرا كه وى نامهاى به وليد نوشت و در آن از ستمگريهاى حجاج و استبداد و خودكامگى او ، و بيدادگريهايش نسبت به مردم بىگناه شكوه كرد .
وقتى خبر اين نامه به حجاج رسيد ، نامهاى به وليد نوشت و گفت : كسانى از عراقيان كه اهل اختلاف و دشمنى هستند ، به مدينه و مكه پناه آوردهاند ، و اين نشانه سستى و ناتوانى است .
وليد در مورد اينكه چه كسانى را به امارت مدينه و مكه بگمارد ، با حجاج مشورت كرد . حجاج پيشنهاد كرد عثمان بن حيان و خالد بن عبد الله قسرى به امارت آن دو شهر گمارده شوند . وليد پذيرفت ، و خالد را به مكه و عثمان را به مدينه فرستاد ، و عمر بن عبد العزيز را بر كنار ساخت .
عمر بن عبد العزيز به فرمان وليد ، تجديد بنا و توسعه مسجد النبى را در سال 88 ه .
آغاز كرد .
علت بازسازى مسجد النبى
علت تصميم وليد به بازسازى و گسترش مسجد النبى اين بود كه وى در سفر حج به مدينه آمد و به هنگام ورود به مسجد النبى خانهاى ديد كه به مسجد چسبيده و در آن باز است . پرسيد داستان اين خانه چيست ؟ گفتند اين خانهء على بن ابى طالب ( ع ) است ، پيامبر مقرر كرد در اين خانه بازبماند و در خانههاى اصحاب ديگر بسته شود .
وليد گفت : چگونه اجازه دهيم در خانهء مردى كه هر روز جمعه بر فراز منبر او را لعن مىكنيم ، به مسجد النبى گشوده باشد ، غلام آن را ويران كن .
كسى به وليد گفت : اى امير المؤمنين فعلا اين كار را نكن ، زمانى كه به شام بازگشتى ، فرمان ده تا تمامى مساجد شهرها و مساجدى چون مكه و مدينه و بيت المقدس را توسعه دهند ، مسجدى نيز در شام بنا كن ، و خانه على را نيز در ضمن توسعه مسجد النبى ويران كن . او اين پيشنهاد را پذيرفت . [ 79 ]
وليد خانهء عثمان را ويران نكرد . هنگامى كه عباسيان به قدرت رسيدند ، حسن