لذتطلبى و هواپرستى غرق شد ، از خدا پروا نكرد و نظارتش را از ياد برد . [ 46 ]
اين بود كه امور به حالت پيش از عمر بن عبد العزيز بازگشت و مسأله دريافت ماليات مانند گذشته شد ، و تمامى كارگزاران عمر بر كنار شدند . يزيد به واليان خود نوشت : . . . عمر بن عبد العزيز دچار خودخواهى بود ، شيوههاى او را دگرگون سازيد ، مردم را به همان وضع سابق بازگردانيد ، نتيجه آن آبادانى باشد يا ويرانى ، مردم بپسندند يا نه ، زنده باشند ، يا مرده . [ 47 ]
ابن اثير مىگويد : يزيد با تمامى سياستهاى عمر بن عبد العزيز كه با خواستههايش ناسازگار بود ، از در مخالفت درآمد ، بدون آنكه از عواقب سوء و پىآمدهاى گناهآلود و آنى اعمال خويش بيمى به خود راه دهد . يك نمونهء آن فرمانى است كه وى به محمد بن يوسف برادر حجاج والى يمن صادر و مقرر كرد تا از مردم يمن ماليات بيشترى بستاند ، حال آنكه عمر بن عبد العزيز به كارگزار خود دستور داده بود ماليات را به يك دهم كاهش دهد و آن مقدار را كه بعدا محمد بن يوسف ستاند ناديده بگيرد . عمر گفته بود اگر اندكى ماليات از يمن وصول شود بهتر است از مالياتى چنين سنگين . اما يزيد بن عبد الملك دستور داد وضع به صورت پيشين برگردد ، و به نمايندهاش نوشت از مردم چندان ماليات بستان كه به حال مرگ بيفتند . [ 48 ]
يزيد مردى لذتپرست و خوشگذران بود . وى دو كنيز به نام « سلامه » و « حبابه » داشت كه همدمش بودند و تمامى اوقاتش با آنان مىگذشت . وقتى حبابه مرد ، او نيز بر اثر شدت ناراحتى و غم پس از مدت كوتاهى درگذشت . يزيد كه نمىتوانست فراق كنيزك را تحمل كند ، تا چند روزى نگذاشت او را به خاك سپارند . و چون مورد نكوهش قرار گرفت اجازه دفن داد ؛ همچنين گفته شده است كه يزيد پس از دفن فرمان داد كنيز را از گور بيرون آورند تا او را نظاره كند . [ 49 ]
هشام بن عبد الملك
هشام بن عبد الملك بن مروان بن حكم پنج روز مانده به پايان ماه شعبان سال 105 ه . پس از برادرش يزيد بن عبد الملك زمام حكومت را به دست گرفت و تا سال 125 ه . ، كه درگذشت ، به خلافت ادامه داد . مدت خلافت او نوزده سال و چند روزى كم از هفت ماه بود . مادرش دختر هشام بن اسماعيل مخزومى بود .
هشام چهارمين فرزند عبد الملك بود كه به خلافت رسيد . وى از هوشمندان بنى اميه است ، و او را از اين نظر به معاويه و عبد الملك همانند دانستهاند . به خشونت