به خلافت رسيد ، و تا هنگام مرگ يعنى روز جمعه پنج روز مانده به پايان ماه رجب سال 101 ه . در مقام خود باقى ماند . مدت خلافت عمر بن عبد العزيز دو سال و پنج ماه و پنج روز بود .
پدرش عبد العزيز وليعهد پدرش مروان پس از برادرش عبد الملك بود ، ولى در سال 86 ه . قبل از مرگ عبد الملك درگذشت .
در روزگار عمر بن عبد العزيز ، پس از سالها ، مردم از عدالت برخوردار شده و پس از زمانى دراز كه ستم و زورگويى و استبداد ديده بودند ، زمانى كوتاه روى آسايش و راحتى ديدند . خلفاى پيش از او نه مقيد به قوانين آسمانى بودند و نه اعتنايى به مقررات موضوعه بشرى داشتند ، و جز به خود و يارانشان نمىانديشيدند ؛ به پيروان خود هر چه مىخواستند مىبخشيدند و از بيت المال عمومى به نفع مصالح شخصى آنان استفاده مىكردند .
ماليات در روزگار امويان از عظيمترين مشكلاتى بود كه ، به دليل آزمندى و سوء استفاده كارگزاران حكومت ، دامنگير امت اسلامى بود . ماليات در اين دوران نه ضابطهاى داشت و نه تابع مقرراتى بود ، بلكه صرفا تابع تشخيص گيرندگان ماليات بود ، از اين رو نسبت به مردم ستم مىشد و لا جرم خرابى و فروپاشى اقتصادى نيز در پى داشت .
زمانى كه عمر بن عبد العزيز به خلافت رسيد ، به مداواى اين بيمارى پرداخت .
نامهاى كه او به والى عراق نوشت ، به روشنى اوضاع نابسامان و آشفته مالياتى آن روزگار را نشان مىدهد .
روش عمر بن عبد العزيز در اخذ ماليات
عمر بن عبد العزيز به كار گزارش در كوفه نوشت : « . . . مردم كوفه در احكام و ضوابط دينى گرفتار بلا و مصائب بسيار شدند . آنان با سنتهاى ناپسندى كه كارگزاران فاسد اعمال كردند در تنگنا قرار گرفتند . استوارى ديانت به عدل و احسان است ، پس مهمترين چيزى كه بايد به آن توجه كنى اصلاح خودت است .
كمترين گناهى را به مردم تحميل مكن ، ويرانى را بر آبادگران تحميل نكن ، به ميزان توان از مردم ماليات بستان و در عمران و آبادانى ياريشان كن ، به منظور تأمين آسايش و آرامش مردمان تهيدست از توانگران بيش از حد معين شده ماليات نگير ، از مزد كارگران ضرب سكه ماليات نستان ، و نيز از هداياى عيد نوروز ، جشنها ،